همان « جدل » است ، كه مقدمات آن از قضاياى مشهور و مسلم فراهم مىگردد .
[ قضاياى مشهور گزارههايى را گويند كه آراى عقلا بر آن تطابق دارد و واقعيتى جز تطابق آرا عقلا ندارد و علت مشهور بودن آنها نيز در حقيقت همين تطابق آرا است .
البته منشأ توافق آراى عقلا بر اين گونه قضايا يا حفظ نظام و بقاى نوع است و يا ضمير اخلاقى و فطرت سليم انسانى و يا امورى ديگر . « 1 » و قضاياى مسلم گزاره هايى است كه طرفين گفت و گو ، بنابر پذيرش آن نهادهاند ، اگر چه در واقع كاذب و دروغ باشد . ]
از ميان قضاياى اعتبارى آنهايى كه آثارى متناسب با اهداف و اغراضِ [ فرد و جامعه ] داشته باشد ، مورد قبول و پذيرش است و آنهايى كه بيهوده بوده و [ چنين ] آثارى بر آنها مترتب نمىگردد ، مردود و باطل مىباشد .
هامش
( 1 ) . قضاياى مشهور داراى اصطلاح ديگرى نيز هست كه اعم از اصطلاح فوق مىباشد و آن عبارت است از مطلققضايايى كه نزد مردم شهرت دارد ، اگر چه سبب اشتهار آنها بداهت آنها بوده باشد . در اين جا مقصود از مشهورات ، همان مشهورات بالمعنى الاخص است