تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
3 - اعتبار زوجيت ميان مرد و زن ، تا دو زوج در آن چه بر مجموع آن دو مترتب مىگردد ، مشترك باشند ؛ آن چنان كه در زوج عددى مشاهده مىشود . [ اعتبار زوجيت ميان مرد و زن ، وحدتى را ميان آن دو برقرار مىسازد ، كه زمينه را براى آن كه احكام مشتركى بر آن دو مترتب شود ، فراهم مىسازد . ] [ 13 ]

امور اعتبارى ياد شده حد ندارد

از آن چه بيان شد دانسته مىشود كه امور اعتبارى ياد شده « حد » ندارند و نيز « برهان » بردار نيستند . دليل « حدّ » نداشتن امور اعتبارى آن است كه اين امور ماهيت ندارند و تحت هيچ يك از مقولات مندرج نمىشوند و لذا جنس ندارند و چون جنس ندارند فصل نيز نخواهند داشت ، [ ، زيرا فصل چيزى است كه شىء را از آن چه در جنس با او مشترك است تمييز مىدهد . ] و چون فصل ندارند « حدّ » نيز نمىتوانند داشته باشند ، [ زيرا قوام حدّ به فصل است . اگر فصل همراه با جنس قريب باشد ، حد تام تشكيل مىشود و اگر با جنس قريب همراه نباشد ، حد ناقص تشكيل مىگردد . ] آرى ، براى امور اعتبارى حدودى را مىتوان به نحو استعاره در نظر گرفت . اين حدود جزو حقايقى است كه مفاهيم آنها براى اين امور اعتبارى استعاره گرفته شده است [ و البته اين امر اختصاص به مواردى دارد كه مفاهيم استعارى خودشان در اصل مفاهيم ماهوى بوده باشند ، اما اگر آن مفاهيم ، غير ماهوى باشند - مانند مالكيت - حد استعارى نيز براى آنها نمىتوان فراهم ساخت . ] [ 14 ]

امور اعتبارى ياد شده برهان بردار نيستند

دليل اين كه بر امور اعتبارى نمىتوان برهان اقامه كرد ، آن است كه مقدمات برهان بايد ضرورى ، دائمى و كلى باشند . [ در باب برهان مقصود از « ضرورت » همان