تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
[ حاصل سخن مؤلف گرامى قدس سره آن است كه نفس مفهوم وجود را از حكم و نسبتى كه ميان موضوع و محمول قضيه انشا و ايجاد مىكند ، به دست مىآورد . حكم يك وجود رابط است كه نقش ميان دو جزء قضيه ايجاد مىكند و اين وجود رابط دو جنبه دارد : از يك سو ، يك فعل نفسانى و وجود خارجى است كه نفس به آن علم حضورى دارد ؛ از سوى ديگر ، يك مفهوم است كه حكايت از اتحاد موضوع و محمول در خارج مىكند . به ديگر سخن ؛ حكم چيزى است كه هم به حمل اولى وجود است و هم به حمل شايع ، در عين حال يك وجود رابط و يك معناى حرفى و غير مستقل است و لذا نمىتواند از وجودهاى مستقل حكايت كند . لكن نفس پس از آن كه نظر استقلالى به آن نمود ، مفهوم اسمى وجود را ، ابتدا به طور مقيد و سپس با حذف قيد و به طور مطلق ، از آن به دست مىآورد . به طور كلى نفس مىتواند به معانى نسبى و حرفى به طور مستقل نظر كند و از آنها معانى اسمى مناسب را به دست آورد . ] « 1 » [ 7 ]

نحوهء انتزاع مفهوم عدم

آن گاه كه نفس به يكى از ماهيات محسوس [ مانند سفيدى ] دست يافت و آن را در خزانهء خيال بايگانى نمود و سپس ماهيت ديگرى مباين با آن را درك كرد [ مانند سياهى ] ، در اين صورت ماهيت دوم را عين ماهيت نخست و منطبق بر آن نخواهد يافت ، بر خلاف فرض پيشين [ ؛ آن جا كه ماهيت سفيدى را براى بار دوم و يا در لحظهء دوم ادراك مىكرد ] كه ماهيت دوم را عين ماهيت نخست مىيافت . پس اگر نفس ، ماهيت سفيدى و ماهيت سياهى را پس از بايگانى نمودن آنها ، در خود حاضر آورد ، كارى را كه در فرض پيشين نسبت به ماهيت تكرار شده انجام مىداد ، ميان اين دو
هامش
( 1 ) . ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 115 و 116
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 148 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى