تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
كه : « يا ايجاب صادق است و سلب كاذب مىباشد و يا سلب صادق است و ايجاب كاذب مىباشد » ] نمىپذيرد و بدان اذعان ندارد ، زيرا قبول و پذيرش اين قضيه ، به معناى اعتراف به اين است كه از هر دو قضيهء متناقض ، يكى راست و صادق مىباشد و اين خود اعتراف به وجود علم [ به نحو موجبهء جزئيه ] است . [ 8 ]

گروه‌هاى مختلف شكاكان و شيوهء مواجهه با هر يك از آنها

گروه اول

سوفسطاييى كه دربارهء هر قضيه‌اى اظهار شك و ترديد مىكند ، از دو حال بيرون نيست : يا اعتراف مىكند كه : « من مىدانم كه در همه چيز شك و ترديد دارم . » [ يعنى اعتراف مىكند كه به حالت ترديد و شك خود آگاه است و بدان علم دارد ] و يا آن كه اعتراف نمىكند [ و مىگويد حتى به شك خود نيز مردد هستم . ] اگر سوفسطايى اعتراف كند كه به شك خود علم دارد و از حالت ترديدش آگاه است ، در اين صورت به يك علم اعتراف نموده است [ و به ناچار قضيهء امتناع اجتماع نقيضين را نيز خواهد پذيرفت ، زيرا اگر آن را نپذيرد ، نمىتواند به شك خودش علم داشته باشد ، چرا كه اين احتمال هم چنان باقى خواهد بود كه در عين حال كه شك دارد ، شك نداشته باشد . ] پس پذيرش قضيهء امتناع اجتماع نقيضين به آن ضميمه مىشود . از طرفى ، پذيرفتن قضيهء امتناع اجتماع نقيضين اين علم را به دنبال دارد كه : از هر دو قضيهء متناقض يكى راست و صادق مىباشد و [ اعتراف ] به علوم ديگرى در پى آن خواهد آمد . [ زيرا اگر كسى بپذيرد كه شك دارد و از شك خود آگاه است - چرا كه آن را در خود مىيابد و حضوراً آن را درك مىكند - بايد علم به ديگر حالات نفسانى ، از قبيل : غم ، شادى ، گرسنگى ، اراده ، غضب و غير آن را نيز بپذيرد . و نيز كسى كه قضيهء امتناع اجتماع نقيضين را ، به واسطهء بداهت و وضوحش قبول مىكند ، بايد ديگر بديهيات اوليه را نيز بپذيرد . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 126 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى