تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
يك علم و ادراك بديهى ، اگر چه به فكر و نظر نيازى نيست ، به يك يا چند امر ديگر نيازمنديم كه عبارتند از :

1 - توجه و انتباه ؛

كه در حصول همهء ادراكات بديهى بدان نيازمنديم ، چرا كه انسان غافل گاهى از درك روشن‌ترين امور نيز محروم مىباشد .

2 - سلامت ذهن ؛

كه حصول هرگونه ادراكى منوط به آن است ، زيرا انسانى كه ذهنى بيمار دارد ، گاه در واضح‌ترين امور نيز ترديد مىكند .

3 - سلامت حواس ؛

حصول ادراكاتى كه بر حس توقف دارد ، منوط به سلامت حواس است ؛ مثلًا ادراك رنگ‌هاى گوناگون ، اگر چه ادراكى بديهى است ، وابسته به صحت قوهء بينايى است .

4 - نبودن شبهه ؛

شبه آن است كه ذهن دليل فاسدى را ترتيب دهد و نتيجه‌اى كه بر خلاف يكى از بديهيات است از آن به دست آورد و به مغالطه‌اى كه در آن صورت بسته ، پى نبرد . اين گونه شبهات در علوم عقلى فراوان روى مىدهد و موجب انكار پاره‌اى از بديهيات مىگردد .

5 - عمليات غير عقلى ؛

حصول بسيارى از بديهيات منوط به اجراى عمليات غيرعقلى است ؛ مانند متواترات كه متوقف بر شنيدن يك خبر از افراد متعدد است . « 1 » نكتهء ديگرى كه در اين‌جا بايد يادآورى شود آن كه : بديهى بودن يك ادراك بدين معنا نيست كه هيچ دليل و برهانى بر آن ادراك نمىتوان اقامه كرد . چه بسا يك ادراك ، با آن كه بديهى است ، اما از طريق برهان نيز مىتوان آن را اثبات نمود ؛ مانند مسئله اصالت وجود ، كه با آن كه بديهى است ، براهين متعدد نيز براى اثبات آن اقامه شده است . البته در اين موارد ، دليلى كه اقامه مىشود در واقع « تنبيه » بر يك امر بديهى خواهد بود . ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمدرضا مظفر ، المنطق ، ص 21 - 23