فصل نهمتقسيم علم حصولى به بديهى و نظرى
[ 1 ]
تعريف بديهى و نظرى
علمى كه به دست آوردن آن نيازمند كسب و نظر [ / فكر ] نباشد « بديهى » نام دارد و به آن « ضرورى » نيز مىگويند ؛ مانند تصور مفهوم وجود ، شىء ، وحدت و مانند تصديق به اين كه : « كل بزرگتر از جزئش است » و « عدد چهار زوج است » . و « نظرى » عبارت است از علمى كه در تصورش - در صورتى كه از زمرهء تصورات باشد - و يا در تصديق و اذعان به آن - اگر در قلمرو تصديقات باشد - به كسب و نظر [ / فكر ] نيازمند است ؛ مانند « مجموع زواياى مثلث برابر با دو زاويهء قائمه ( 180 درجه ) است » و « انسان داراى نفس مجرد است » .
[ از آن چه بيان شد ، دانسته مىشود كه ملاك و معيار نظرى بودن علم و ادراك ، متوقف بودن حصول آن بر فكر و نظر است . بنابراين ، اگر حصول يك علم و ادراك منوط به فكر و انديشه نبود و نياز به معرف و يا حجت نداشت آن ادراك ، بديهى خواهد بود ؛ اگر چه تحصيل آن متوقف بر امورى چند ، مانند احساس ، وجدان و غير آن بوده باشد . از اين جا نيز به دست مىآيد كه بديهى بودن يك علم و ادراك مستلزم معلوم بودن آن نزد همگان نيست . چه بسا يك تصور و يا تصديق با آن كه بديهى است ، نزد بسيارى مجهول و ناشناخته باشد . سرّ اين مطلب آن است كه براى حصول