تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
يعنى ماوراى دستگاه ذهن ، مربوط مىباشند ؛ مانند اراده ، شوق ، لذت ، رنج و غير آن . اين امور اولًا : صورت چيزى نيستند ؛ مثلًا فرق اراده با تصور درخت ، آن است كه اراده امرى نفسانى است و چيزى را در خارج به ما نشان نمىدهد ، اما تصور درخت واقعيت خارجى درخت را بر ما مكشوف مىسازد . ثانياً : حضورى مىباشند نه حصولى چنان كه واضح است و ثالثاً : غالباً فعلى هستند ، نه انفعالى . اما حكم هر دو جنبه را دارا مىباشد ، از يك جهت صورتى است كه واقع و نفس‌الأمر را ارائه مىدهد و وجود خارجى ارتباط محمول با موضوع را نشان مىدهد . از اين جهت ، بايد آن را علم حصولى و صورت ذهنى و كيفيت انفعالى بدانيم . از طرف ديگر ، علاوه بر اين جنبه ، جنبهء خاص ديگرى دارد ، كه از آن جهت وجودش قياسى نيست و به حسب نحوهء وجود خود ، نه به تبع مكشوف ، از ساير امور نفسانى امتياز دارد . از آن جنبه است كه آن را ، اقرار و اذعان و حكم مىناميم . حكم از اين جهت يك فعل نفسانى است كه صورت امر خارجى نيست و در رديف ساير امور نفسانى قرار مىگيرد . « 1 » [ 7 ] از آن چه گذشت روشن مىشود كه تصديق بر چند تصور توقف دارد و در نتيجه هيچ تصديقى بدون تصور شكل نمىگيرد . [ توقف تصديق بر تصور ، بنابر نظر مؤلف گرامى ، از باب توقف كل بر اجزايش مىباشد ، زيرا بنابر نظر ايشان ، تصديق همان قضيه است و تصور موضوع و محمول از اجزاى قضيه به شمار مىروند . ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 2 ، پاورقى ص 51 و 52