تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

فصل هشتم‌تقسيم علم حصولى به تصور و تصديق

[ 1 ]

تعريف تصور و تصديق

علم حصولى از دو حال بيرون نيست : يا صورت ذهنى به دست آمده از يك معلوم واحد است ، بدون آن كه ايجاب يا سلبى داشته باشد ، كه در اين صورت « تصور » ناميده مىشود ؛ مانند علم به انسان و علم به مقدم قضيهء شرطيه . [ « تصور » در لغت به معناى « نقش بستن » و « صورت پذيرفتن » مىباشد و در اصطلاح اهل معقول عبارت است از : پديدهء ذهنى ساده‌اى كه شأنيت حكايت از ماوراى خودش را داشته باشد ، اما حكم و اذعانى را به همراه نداشته باشد و ايجاب و سلبى در آن نباشد . تصور ممكن است بسيط باشد ؛ مانند تصور انسان و ممكن است از چند جزء تركيب يافته باشد ؛ مانند تصور « كتاب حسن » ، « كتاب مفيد » و « اگر باران ببارد » . از اين جا دانسته مىشود مقصود مؤلف گرامى قدس سره از « معلوم واحد » در عبارت بالا ، آن نيست كه تصور هميشه بسيط مىباشد ، بلكه مراد آن است كه تصور فاقد حكم است و ايجاب و سلبى در آن نيست ] . « 1 » و يا صورت ذهنى معلومى است كه همراه با ايجاب و يا سلب مىباشد و به آن
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه مؤلف گرامى در بدايةالحكمة در اين مقام آورده‌اند : « إما صورةٌ حاصلةٌ من معلومٍ واحدٍ او كثيرٍ ، من غير ايجابٍ او سلبٍ ، و يُسمّى تصوراً » . ( ر . ك : فصل هفتم از مرحلهء يازدهم )