فصل هفتمعلت افاصه كنندهء صورتهاى علمى بر عقل
[ 1 ] صورتهاى عقلى و كلى را يك جوهر عقلى بر نفس افاضه مىكند ، كه مجرد از ماده بوده و همهء صورتهاى عقلى و كلى را دارا مىباشد ، زيرا صورتهاى علمى مجرد از مادهاند و به نفس افاضه مىشوند ؛ پس بايد علتى باشد تا آنها را به نفس افاضه كند . و آن علت افاضه كننده يا خود نفس است كه آن صورتها را هم به وجود مىآورد و هم قبول مىكند و بدانها متصف مىگردد و يا يك موجود مادى و يا مجرد ، غير از خود نفس مىباشد .
[ 2 ] اما محال است كه علت افاضه كننده و به وجود آورندهء صورتهاى علمى خود نفس باشد ، زيرا مستلزم آن است كه شىء واحد [ نسبت به يك امر خاص ] هم فاعل و به وجود آورندهء آن باشد و هم قابل و پذيرندهء آن و پيش از اين بطلان چنين فرضى را بيان كرديم . [ و سرّ بطلانش آن بود كه حيثيت فعل و ايجاد ، حيثيت وجدان و دارايى است و حيثيت قبول و پذيرش ، حيثيت فقدان و ندارى و اين دو حيثيت غير قابل جمع اند . ]
همچنين علت افاضه كنندهء صورتهاى علمى را نمىتوان امر مادى دانست ، زيرا وجود مادى ضعيفتر از وجود مجرد است ، در حالى كه وجود علت هميشه قوىتر از وجود معلول مىباشد . پس محال است كه موجود مادى ، علت به وجود آورندهء