تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
باشند و هركدام مصمم باشد كه تنها در صورتى شروع به دويدن كند كه يكى ديگر از دونده‌ها پيش از دو حركت كرده باشد ؛ يعنى هركدام مصمم باشد كه نخستين دونده نباشد . در چنين فرضى هرگز هيچ‌يك از دونده‌ها از جاى خود حركت نخواهد كرد ، زيرا شرطى كه براى حركت خود درنظر گرفته است هرگز تحقق نخواهد يافت . در سلسلهء نامتناهى علل نيز ، هرگز شرطِ وجود و تحقق هيچ‌يك از افراد سلسله محقق نخواهد شد و اين همان است كه فارابى مىگويد : « فاذن بداهة العقل قاضية باّنه من اين يوجد فىتلك السلسلة شىء حتى يوجد شىء مابعده » . ] استدلال‌هاى ديگرى نيز براى اثبات محال بودن تسلسل بيان شده است ، اما بيشتر آنها از استحكام چندانى برخوردار نبوده و قابل مناقشه مىباشند .

تنبيه نخست : بررسى برهان‌هاى تسلسل در سلسلهء معلول‌هاى نامتناهى

[ 10 ] برخى از حكما [ ( سيد ميرداماد در كتاب قبسات براهين تسلسل در سلسلهء معلول‌ها را انكار كرده و ] گفته است : « معيار و ملاك حكم به امتناع در هريك از برهان‌هايى كه براى اثبات محال بودن تسلسل اقامه شده است ، تحقق دو شرط مىباشد : شرط نخست : ترتبِ [ حلقات سلسله بر يك‌ديگر و وابستگى هريك از آنها به حلقهء ماقبل خود ؛ ] و شرط دوم : اين‌كه همهء حلقات سلسله در آن جهتى كه سلسله تا بىنهايت پيش مىرود ، با يك‌ديگر بالفعل موجود باشند . « 1 » آن برهان‌ها ، تسلسل در ناحيهء علت‌ها و به صورت تصاعدى را نفى مىكند ؛ بدين نحو كه علت‌ها بر يك‌ديگر مترتب شوند [ و بالاتر از هر علتى ، علت ديگرى باشد و اين ترتب ] تا بىنهايت ادامه يابد . اما تسلسل در ناحيهء معلول‌ها
هامش
( 1 ) . شرط دوم خود به دو شرط منحل مىشود : يكى اين‌كه اجزاى سلسله بالفعل موجود باشند و ديگر اين‌كه بايك‌ديگر موجود باشند . بنابراين دو شرطى كه در كلام ميرداماد آمده است به همان سه‌شرطى كه پيش از اين گذشت ، بازمىگردد