2 - در بعضى موارد واحدى كه از كثير به وجود آمده است ، داراى وحدت عددىِ ضعيف مىباشد ؛ همانند وحدت نوعى [ كه يك وحدت ضعيف است ] و لذا وجود آن مىتواند به علت متعدد مستند باشد ؛ نظير هيولا كه داراى وحدت عددىِ [ ضعيفى ] است و - آنگونه كه حكما گفتهاند و پيش از اين دربارهء آن بحث شده - يك جوهر مجرد به واسطهء صورتهايى كه يكى پس از ديگرى بر هيولا مىپوشاند ، وجود آن را پابرجا نگه مىدارد . [ پس هيولا در وجود خويش مستند به صورتهاى كثير و متعدد مىباشد و مصحح اين استناد همان ضعف وحدت هيولاست . ]
3 - در برخى موارد نيز علل كثير داراى جهت وحدت مىباشند و معلول واحد به همان جهت وحدت مستند مىباشد ؛ [ مانند مركبات حقيقى ، كه در آن از تركيب اجزاى گوناگون ، يك امر واحد و داراى اثر خاص تحقق مىيابد . در اين موارد نيز معلول واحد از علت واحد صادر گشته است . ]
4 - در بعضى از موارد علت كثير ، مركب از چند جزء مىباشد و تنها با يكى از آن اجزاء معلول را به وجود مىآورد [ و معلول از علت واحدى صادر گشته است ، ] اما در عين حال به خود مركب اسناد داده مىشود . [ اين اسناد مجازى بوده و ناقض مدعاى ما نخواهد بود . ]
[ 6 ]
فرع دوم :
علتهاى كثير در معلول واحد اثر نمىگذارند ، نه درعرض واحد و همراه با هم و نه در پى يكديگر .
اما در عرض واحد و همراه با يكديگر در معلول واحد اثر نمىگذارند ، زيرا چنين امرى به تناقض در ذات واحد منجر مىشود و موجب كثرت معلول مىگردد ؛ [ يعنى مستلزم آن است كه معلول واحد ، در عين حال كه واحد است ، واحد نباشد ، بلكه كثير باشد ، زيرا هر علّتى وجود خاصى را افاضه مىكند و اگر علتها كثير باشند ، معلول نيز كثير خواهد بود ، با آن كه بنا بر فرض معلولْ واحد است . ]
و اما در پى يكديگر و به نحو توارد بر معلول واحد اثر نمىگذارند ، زيرا