تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

فصل چهارم‌از علت واحد تنها معلول واحد صادر مىشود

[ 1 ] مقصود از واحد [ در قاعدهء معروفِ « الواحد لايصدر عنه الّا الواحد » ] امر بسيط و يكتايى است كه در ذات آن جهت تركيبى و كثرت‌ساز وجود ندارد . بنابراين ، [ مقصود از ] « علت واحد » آن علت بسيط و يكتايى است كه با ذات بسيطش علت مىباشد . [ قيد « ذات » براى بيان اين نكته است كه عليت يك حيثيت ذاتى براى آن هويت بسيط مىباشد ، نه آن‌كه امرى زايد بر ذات و عارض بر آن باشد . ] و [ مقصود از ] « معلول واحد » آن معلول بسيط و يكتايى است كه با ذات بسيط خود معلول مىباشد . [ در اين‌جا نيز قيد « ذات » براى بيان اين نكته است كه معلوليت يك حيثيت ذاتى براى معلول مىباشد ، نه آن‌كه امر زايد بر ذات و عارض بر آن باشد . ] پس « واحد » در اين‌جا در برابر كثيرى به‌كار مىرود كه داراى اجزا يا افراد متباين مىباشد ؛ به گونه‌اى كه به يك جهت واحد بازگشت ندارند . [ حاصل آن‌كه در موضوع قاعدهء « الواحد » دو امر معتبر است : يكى وحدت و ديگرى بساطت « 1 » . به ديگر سخن : مقصود از واحد در قاعدهء يادشده ، چيزى است كه نه
هامش
( 1 ) . البته مقصود از بساطت ، خصوص بساطت خارجى است ، نه بساطت عقلى و يا بساطت تحليلى و نيز مقصود ازوحدت ، وحدت در سنخ وجود است ؛ به گونه‌اى كه ماهيت واحدى از آن انتزاع گردد ، نه وحدت شخصى . شاهد اين مدعا آن است كه حضرت علامه رحمه الله در فصل بسيت و سوم از مرحلهء دوازدهم ، با تمسك به قاعدهء « الواحد » فقط وحدت نوعىِ صادر اول را اثبات مىكند و براى اثبات وحدت شخصى آن ، انحصار نوع مجرد در يك فرد را مطرح مىسازد
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 80 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى