تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
ذات ثابت و عارى از هرگونه تغيير انتزاع نمود . ] اما اين سخن باطل است ، زيرا روادانستن مغايرت ميان مفهوم انتزاعى و منشأ انتزاعش نوعى سفسطه است و بنيان علم و معرفتِ [ مطابق با واقع ] را از اساس ويران مىكند . [ چرا كه تنها راه شناخت و آگاهى ما از جهان خارج ، مفاهيمى است كه از جهان پيرامون ما در صفحهء نفس ما نقش بسته است و اين مفاهيم تنها در صورتى مىتوانند واقعيات را - آن‌چنان كه هستند - به ما ارائه دهند كه مطابقت كامل با آن داشته باشند ؛ به گونه‌اى كه از جهت ماهوى عيناً همان واقعيات باشند . به ديگر سخن : رابطهء ميان مفاهيم و واقعيات خارجى ، كه مصاديق اين مفاهيم‌اند ، بايد به‌گونه‌اى باشد كه اگر واقعيات خارجى به ذهن بيايند حاصلش اينها شوند ؛ و اگر اينها به خارج روند همان واقعيات را تشكيل دهند ؛ يعنى بايد رابطهء عينيت و تطابق كامل ميان آنها حاكم باشد . در غير اين صورت علوم و ادراكات ما چيزى است و جهان خارج از ما چيز ديگرى مىباشد . ] اشكال ديگرى كه در اين سخن وجود دارد اين‌كه اصل ادعاى حدوث زمانى عالم را ابطال مىكند . [ زيرا پس از روادانستن عدم مطابقت مفهوم انتزاعى با منشأ انتزاع آن مىتوان گفت : اگرچه ما از آفرينش عالم ، مفهوم حدوث را انتزاع مىكنيم ، اما هيچ ضرورتى ندارد كه اين مفهوم با منشأ انتزاع خود مطابق باشد . در نتيجه ممكن است عالم در واقع مسبوق به عدم زمانى نباشد و در عين حال مفهوم حدوث از آن انتزاع شود . ]

نقل و نقد آراى متكلمان دربارهء فاعل مختار

[ 11 ]

نظريهء نخست :

برخى از متكلمان گفته‌اند : فاعل مختار مىتواند از دو امر كاملًا يك‌سان ، يكى را ، بدون آن‌كه مرجحى داشته باشد ، انتخاب كند و مثل زده‌اند به شخصى كه از حيوان درنده‌اى مىگريزد و آن‌گاه با دو راهِ كاملًا مساوى مواجه