چنانكه ملاحظه مىشود ، وجود شىء ممكن در تحليل عقل در مرتبهء هفتم واقع مىشود و شش مرتبه از مرتبهء ذات و ماهيت آن تأخر دارد . پس وجودى كه شىء ممكن از علت خود دريافت مىكند ، در مراتب سابق بر آن و ازجمله در مرتبهء ذات و ماهيت تحقق ندارد . پس وجود ممكن مسبوق است به عدم آن وجود در مرتبهء ذات و ماهيت . و اين همان حدوث زمانى ماهيت است ، كه بازگشتش به آن است كه ماهيت در مرتبهء ذات فاقد وجود مىباشد . ]
[ 3 ]
بيانى ديگر براى حدوث ذاتى ممكنات
[ آنچه تاكنون بيان شد ، بنابر آن بود كه مقصود از حدوث ذاتى همان « مسبوق بودن ذاتى وجود شىء به عدم آن » باشد . اما برخى گفتهاند : حدوث ذاتى عبارت است از : « مسبوق بودن ذاتى وجود شىء به وجود غير خود » . در اين صورت نيز هر ممكنى ذاتاً حادث خواهد بود ، زيرا : ]
هر ممكنى ماهيتى دارد كه مغاير با وجود آن مىباشد ، چرا كه اگر ماهيت ممكن همان وجود و انيّت آن باشد واجب خواهد بود ، نه ممكن . و هرچيزى كه ماهيتش مغاير باوجودش است ، محال است كه وجودش از جانب ماهيتش بوده باشد . به دليل آنكه اگر وجودش از جانب ماهيتش بوده باشد بايد ماهيت پيش از تحقق وجودش موجود باشد [ زيرا علت ، تقدم وجودى بر معلول دارد . ] و اين محال است [ زيرا مستلزم تقدم شىء بر خود مىباشد ؛ يعنى وجود ماهيت پيش از تحقق ، بايد تحقق داشته باشد تا ماهيت با اتصاف به آن موجود شود و آنگاه وجودش را ايجاد كند . ] بنابراين ، ممكن وجود خود را از غير خود دريافت مىكند . پس وجودش ذاتاً مسبوق به غير خود خواهد بود . [ زيرا علت تقدم وجودى بر معلول دارد . ] و هرچه وجودش ذاتاً مسبوق به غير خود باشد حادث زمانى مىباشد .
[ البته حدوث ذاتى به معناى « مسبوق بودن ذاتى وجود شىء به وجود غير خود » ،