كه مستقيماً از بيان بالا به دست مىآيد ، ملازم است با حدوث ذاتى به معناى « مسبوق بودن ذاتى وجود شىء به عدم آن شىء - كه در آغاز فصل بيان شد . زيرا اگر وجود شىء ذاتاً مسبوق به غير خود باشد ، آن شىء در مرتبهء وجود غيرمعدوم خواهد بود و در نتيجه ذاتاً مسبوق به عدم خود در آن مرتبه خواهد بود . ]
[ 4 ]
دو نكته
از آنچه گذشت ، اين نتيجه به دست مىآيد كه : قديم ذاتى واجبالوجود بالذات مىباشد . [ زيرا عكس نقيض اين قضيه كه : « هر ممكنى حادث ذاتى مىباشد » آن است كه : « آنچه حادث ذاتى نيست ( قديم ذاتى ) ممكن نخواهد بود » . ]
و نيز اين نتيجه بهدست مىآيد كه : قديم ذاتى ماهيت ندارد . [ زيرا ثابت گشته كه هر شىء ماهيت دارى حادث ذاتى مىباشد . عكس نقيض اين قضيه آن است كه :
آنچه حادث ذاتى نيست ( قديم ذاتى ) ماهيت ندارد . ]