تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
[ 1 ]

فصل چهارم‌معناى حدوث و قدم و اقسام آن

معناى عرفى حدوث و قدم

[ در عرف عامهء مردم حدوث به معناى « تازگى » و قدم به معناى « كهنگى » مىباشد . ] اگر دو شىء در مقايسه با يك‌ديگر به گونه‌اى باشند كه زمانى كه از وجود يكى از آنها سپرى گشته ، بيش از زمانى باشد كه از وجود ديگرى گذشته است ، نزد عامهء مردم آن كه زمان وجودش بيش از ديگرى است ، « قديم » [ / كهنه ] و آن كه زمانش كمتر است ، « حادث » [ تازه - نو ] خوانده مىشود ؛ مثلًا اگر از عمر « على » پنجاه سال و از عمر « حسن » چهل سال گذشته باشد « على » قديم و « حسن » حادث خواهد بود . [ و يا مثلًا كتاب اسفار در مقايسه با شرح منظومه قديمى و كهنه محسوب مىشود و شرح منظومه نسبت به آن ، حادث و جديد به شمار مىآيد . ] آن‌چه از تحليل معناى عرفى قدم و حدوث به دست مىآيد آن است كه : « قديم » چيزى است كه در بخشى از زمانى كه حادث در آن هنوز به وجود نيامده است وجود دارد ؛ به ديگر سخن : وجودِ حادثْ مسبوق است به نبودن در زمانى كه قديم در آن موجود مىباشد ؛ بر خلاف قديم [ كه وجودش مسبوق نيست به نبودن در زمانى كه حادث در آن موجود مىباشد ؛ مثلًا اگر « على » در سال 1320 و « حسن » در سال 1330 متولد شده باشد ، وجود « حسن » مسبوق به نبودن در دههء 1320 است ، كه « على » در آن موجود بوده است ؛ بر خلاف وجود « على » كه مسبوق به نبودن در زمانى كه حسن در آن موجود باشد ، نيست . ]