معلول يك علت هر دو ، در رابط بودن نسبت به آن علت با يكديگر مشتركاند ، و از اين جهت تفاوتى باهم ندارند ؛ بر خلاف دو علتِ مفيضِ موجود ، كه چون يك معلول واحد و مشترك نمىتوانند داشته باشند ، هرگز در مستقل بودن نسبت به يك معلول با هم مشترك نخواهند بود . ]
[ 6 ]
8 - معيت دهرى ؛
مانند دو جزء از اجزاى يك مرتبه از مراتب واقع ، اگر بتوان در آن مرتبه كثرتى فرض كرد . [ مثلًا بنابر نظريهء حكماى اشراقى درمورد عقول عرضى ، ميان آن عقول معيّت دهرى برقرار خواهد بود . زيرا همهء آنها معلول علت واحدند ؛ در نتيجه مرتبهء واحدى از متن واقع را اشغال كردهاند و از اين جهت تقدم و تأخر دهرى نسبت به يكديگر ندارند . ]