يكى اعم از ديگرى است ، هر دو در ملكهء فقاهت مشتركاند ، اما بهره اعلم از آن ملكه بيش از ديگرى است و لذا بر وى تقدم دارد . ]
[ اين نوع تقدم و تأخر در ارزشهاى منفى نيز مطرح مىشود ؛ ] مثلًا انسان پستتر بر انسان پست تقدم دارد [ ، زيرا هر دو فرومايگى مشتركاند ، اما سهم يكى بيش از ديگرى است . ]
[ 4 ]
ملاك تقدم و تأخر زمانى
ملاك تقدم و تأخر زمانى عبارت است از : « اشتراك دو جزء فرضى از زمان در وجود گذرا و سيّالى كه قوه و فعل در آن با هم آميخته است ؛ به گونهاى كه فعليت يكى از آن دو جزء متوقف بر قوهاش است كه همراه با جزء ديگر مىباشد » . جزئى كه قوهء جزء ديگر را با خود دارد ، متقدم بر جزء ديگر است و آن جزء ديگر متأخر از آن مىباشد ؛ مثلًا امروز و فردا ، [ كه دو جزء فرضى از زماناند ] ، هر دو يك وجود كمّى و گذرا دارند و از اين جهت با يكديگر مشتركاند ، اما فعليت فردا متوقف است بر تحقق قوهء آن در امروز ؛ به گونهاى كه با فعليت يافتن فردا ، قوهء آن زايل گشته و امروز ، كه حامل قوهء فردا است ، مىگذرد و معدوم مىگردد . از اينرو ، امروز تقدم زمانى بر فردا و فردا تأخر زمانى از امروز دارد .
حوادث زمانى نيز با همان ملاك تقدم و تأخر زمانى ، بر يكديگر تقدم و تأخر مىيابند . البته اين تقدم و تأخر اولًا و بالذات از آنِ اجزاى زمان است ، اما چون حوادث و رويدادهاى زمانى ، حركتهايى هستند كه هركدام داراى زمان ويژهء خود مىباشند ، به تبع زمان ، بر يكديگر تقدم و تأخر مىيابند .
[ 5 ]
ملاك تقدم و تأخر طبعى
ملاك تقدم و تأخر طبعى همان « وجود » است [ ؛ يعنى متقدم و متأخر در اصل