[ 1 ]
فصل دومملاك سبق و لحوق در هريك از اقسام آن
مقصود از ملاك سبق و لحوق - همانگونه كه در فصل گذشته بدان اشاره شد - همان امرى است كه ميان متقدم و متأخر مشترك مىباشد ، [ اما سهم متقدم از آن بيش از سهم متأخر است ؛ يعنى ] متقدم بهرهاى از آن امر مشترك دارد كه متأخر فاقد آن است ، اما هرچه متأخر از آن دارد ، متقدم نيز دارد . [ بنابراين ، ملاك تقدم و تأخر همان چيزى است كه به نحو تشكيك هم در متقدم است و هم در متأخر و در واقع تقدم و تأخر در آن و به لحاظ آن واقع مىشود . ]
[ 2 ]
ملاك تقدم و تأخر رتبى
در تقدم و تأخر رتبى امر مشترك ميان متقدم و متأخر همان « نسبت قرب به يك مبدأ معيّن » است ؛ مثلًا امام و مأموم هر دو در نسبت نزديكى به محراب و يا درب مسجد ، كه به عنوان مبدأ درنظر گرفته شده است ، مشتركاند ، اما اگر محراب را بهعنوان مبدأ درنظر بگيريم ، امام [ به آن نزديكتر بوده و ] مقدم بر مأموم خواهد بود و اگر درب مسجد را مبدأ قرار دهيم ، مأموم [ به آن نزديكتر بوده و ] مقدم بر امام خواهد بود . در اين مثال ترتيب ميان متقدم و متأخر ترتيب حسى است .
مثال ديگرِ تقدم و تأخر رتبى سلسلهء اجناس و انواع است ، كه اگر جنس عالى را به