ندارد كه نهايت اختلاف و فاصله را با يك ديگر داشته باشند . ]
[ 4 ] تمام آنچه بيان شد ، دربارهء سرعت و بطؤ اضافى و نسبى بود . اما سرعت به معناى جريان و سيلان [ كه يك مفهوم نفسى و غيرنسبى است ، ] ويژگى همهء حركات است و مقابل بطؤ نمىباشد ، [ بلكه حركت بطيئى نيز ، از آن جهت كه حركت است ، سرعت به معناى جريان و سيلان دارد . ]
[ حقيقت آن است كه صفت ثابت و واقعى حركت همان سرعت است ، لاغير .
سرعت همان حالت مرور و گذرايى است كه در هر حركتى وجود دارد . اما چون اين حالت گذرايى در حركات گوناگون است ، برخى از مصاديق آن با برخى ديگر مقايسه مىشود و از اينجا مفهوم سرعت و بطؤ نسبى به دست مىآيد . از اينجا دانسته مىشود كه سريع ، مفهومى است مساوق با حركت ؛ با آنكه حركت به سريع و بطيئى منقسم مىشود ؛ مانند وحدت كه از طرفى مساوق با وجود است و ازطرف ديگر موجود به واحد و كثير منقسم مىگردد . « 1 » ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : تعليقهء مؤلف گرامى قدس سره بر اسفار ، ج 3 ، ص 198