مسافت و مقدار زمان دو حركت با يكديگر اين مفاهيم به دست مىآيد . همچنين بيان مىشود كه اين دو مفهوم از مفاهيم متقابل نبوده و هيچ يك از نسبتهاى تضاد ، تناقض ، عدم و ملكه و تضايف ميان آنها برقرار نمىباشد ، بلكه اختلاف ميان آنها نوعى اختلاف تشكيكى « 1 » است . ]
سرعت و بطؤ دو مفهوم نسبى و غير متقابلاند
ما سرعت و بطؤ را از راه مقايسهء حركات با يكديگر مىشناسيم . در صورتى كه دو حركت را ، كه يكى تند و ديگرى كند است ، در يك مسافت درنظر بگيريم ، اگر مسافت آن دو حركت مساوى باشد ، زمان آنها مختلف خواهد بود ؛ بدينشكل كه زمان حركت تند ، كمتر و زمان حركت كند ، بيشتر مىباشد و اگر زمان آن دو يكى باشد ، مسافتى كه حركت تند طى مىكند بيشتر و مسافتى كه حركت كند مىپيمايد كمتر خواهد بود .
[ 2 ] سرعت و بطؤ از معانى اضافى و نسبىاند ، كه هنگام سنجش دو حركت باهم به دست مىآيند . چرا كه يك حركت كند را ، اگر با حركتى كندتر از خود بسنجيم ، نسبت به آن تند خواهد بود و به عكس حركت تند را ، اگر با حركتى تندتر از خود مقايسه كنيم ، نسبت به آن كند خواهد بود . و اگر سلسلهاى از حركتهاى پى در پى را
هامش
( 1 ) . اگرچه مؤلف گرامى قدس سره در اينجا تصريح به آن مطلب ندارند و فقط تقابل ميان سرعت وبطؤ را نفى مىكنند ، اما از عبارت ايشان در تعليقهء بر اسفار ، ج 3 ، ص 198 . به ضميمهء آنچه در خاتمهء مرحلهء هفتم از نهاية الحكمة بيان كردند ، اين مطلب به دست مىآيد كه اختلاف ميان سرعت و بطؤ اختلافى تشكيكى است ، نظير اختلاف ميان واحد و كثير . عبارت ايشان در تعليقهء بر اسفار چنين است : « انّ السريع مساوقٌ للحركة ، مع انقسامها الىالسريعة و البطية ؛ كما ان الوحدة مثلًا مساوقة للوجود ، مع انقسامها الى الواحد والكثير ، و يتبين به : انّ السرعة و البطؤ لاتقابل بينهما حقيقة ؛ كما ان الواحد والكثير لاتقابل بينهما حقيقة » . چنانكه در خاتمهء مرحلهء هفتم از نهاية الحكمة فرمود : « فالواحد و الكثير كل منها مصداق الواحد ، اى انّ ما بهالاختلاف بين الواحد و اللكثير راجع الى ما به الاتحاد ، و هذا شأن التشكيك دون التقابل »