تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
جزئى برسيم كه تقسيم در آن متوقف گردد . و اين نشان مىدهد كه در جهان پيرامون ما كمّ پيوسته و گذرايى وجود دارد . در غير اين صورت انقسام نيز وجود نخواهد داشت ، [ به دليل آن‌كه قابليت انقسام ويژگى ذاتى كميت است و ديگر اشيا به عرض كميت ، قابل انقسام مىباشند ] . و اگر آن كميتْ متصل و پيوسته نباشد ، در جزء پيشين دو جزء ديگر ، كه يكى قبل و ديگرى بعد باشد ، قابل تصوير نخواهد بود [ ؛ هم‌چنين در جزء پسين دو جزء ديگر ، كه يكى قبل و ديگرى بعد باشد ، فرض صحيحى نخواهد داشت ، ] بلكه آن دو كاملًا از يك‌ديگر جدا و گسسته خواهند بود . [ در نتيجه جزء پيشين فقط جزء پيشين و جزء پسين فقط جزء پسين خواهد بود و نمىتوان هريك از آنها را به دو جزء ديگر تقسيم نمود ؛ همان‌گونه كه در عدد ، كه كمّ منفصل است ، ملاحظه مىشود ؛ مثلًا عدد دو به واحدى كه فقط قبل است و واحد ديگرى كه فقط بعد است منقسم مىشود ، اما هريك از آن واحدها را ديگر نمىتوان به دو جزء ديگر تقسيم نمود . به‌طور كلى در كم منفصل سرانجام به اجزائى خواهيم رسيد كه ديگر آنها قابل انقسام به اجزاى كوچك‌تر نمىباشند ؛ بر خلاف كم متصل كه هرچه به تقسيم ادامه دهيم ، اجزاى به دست آمده بازهم قابل انقسام به اجزاى كوچك‌تر مىباشند و مىتوان در آنها نيز جزء پيشين و جزء پسين درنظر گرفت . ] خلاصه آن‌كه اگر كميت موردنظر متصل و پيوسته نباشد ميان دو جزء [ مفروض ] از آن كميت ، حدّ مشترك وجود نخواهد داشت . و اگر آن كميت گذرا و بىقرار نباشد اجتماع جزء پيشين و جزء پسين بالفعل تحقق خواهد داشت [ ، در حالى كه چنين اجتماعى ميان حوادث متقدم و متأخر در جهان پيرامون ما ناممكن است . ] [ 2 ]

رابطهء زمان با حركت :

چون كميت عرض است [ و عرض موضوعى مىخواهد تا برآن عارض شود ، ] كميت يادشده موضوعى خواهد داشت كه بر آن عارض مىگردد . ليكن ما هرگاه حركت را از ميان برداريم ، كميت يادشده نيز زايل