[ 3 ]
محرّك در حركتهاى عرضى در عرض مفارق
اگر حركت عرضى باشد و عرض نيز مفارق و جداشدنى باشد ، فاعل نزديك و بدون واسطهء حركت همان « طبيعت » [ / صورت نوعى ] خواهد بود ، به خاطر آنكه [ منشأ صدور افعال مربوط به هر نوع جوهرى همان طبيعت آن نوع است و ] اين افعال منتسب به طبيعت آن نوع مىباشند .
تفصيل مطلب آن است كه موضوع بر دو قسم است :
1 - موضوعى كه افعال خود را بر شيوهء خاص و نهج واحدى انجام مىدهد [ ؛ مانند : آتش كه هميشه گرم مىكند و روشنايى مىبخشد ] .
2 - موضوعى كه افعال خود را بر شيوهء خاص و روش واحد انجام نمىدهد ، بلكه در افعال آن تنوع و اختلاف وجود دارد [ ؛ مانند : انسان كه گاهى مىايستد و گاهى مىنشيند ؛ گاهى مىگريد و گاهى مىخندد و . . . . ]
قسم اول ، همان « طبيعت » است ، كه در تعريف آن آوردهاند : « طبيعت همان مبدأ حركت و سكون چيزى است كه طبيعت در آن منطبع است » . « 1 » و قسم دوم همان « نفس » است كه شمارى از طبايع و قوا « 2 » را تحت تسخير و سلطهء خود دارد و آنها را در راه بهدست آوردن اغراض و اهداف خود به كار مىگيرد .
هريك از اين دو قسم نيز بر دو دسته است :
هامش
( 1 ) . در مطارحات ، ص 364 آمده است :
« طبيعت گاهى به معناى « حقيقت شىء » به كار مىرود و گاهى به معناى « مبدأ هرگونه تغيير و ثبات ذاتى براى جسم » استعمال مىگردد . طبيعت به معناى دوم همان صورتى است كه نوعيت نوع را قوام مىبخشد . چنين چيزى از آن جهت كه مبدأ آثارى شىء است ، « طبيعت » خوانده مىشود و از آن جهت كه وجود ماده را قوام مىبخشد و حقيقت نوع را محقق مىسازد ، « صورت » ناميده مىشود . »
( 2 ) . قواى تحت تسخير نفس نباتى عبارتند از : قوهء تغذيهكننده ، قوهء رشدكننده ، قوهء توليدكننده و قواى تحت تسخيرنفس حيوانى عبارتند از : قوهء ادراككننده و قوهء تحريككننده و قواى تحت تسخير نفس انسانى عبارتند از : عقل نظرى و عقل عملى