[ 1 ]
فصل دهممحرّك يا فاعل حركت
بايد دانست كه در حركت ، به هر نحو كه فرض شود ، فاعل حركت و بهوجود آورندهء حركت با متحرك [ ، كه قابل حركت و پذيرندهء آن است ، ] مغاير مىباشد .
محرك در حركت جوهرى
اگر حركت جوهرى باشد ، يعنى حركت در ذات و جوهر شىء روى دهد - چنانكه گذشت - متحرك در حقيقت همان ذات و جوهر شىء خواهد بود [ و بنابراين حركت و متحرك در حركتهاى جوهرى يك چيز است . ] و از اينرو ، اگر در حركت جوهرى متحرك همان محرّك باشد ، لازمهاش آن است كه متحرك خودش خودش را بهوجود آورده باشد . [ زيرا متحرك در حركت جوهرى همان حركت است ؛ پس اگر محرّك ، يعنى به وجود آورندهء حركت ، همان متحرك باشد ، بازگشتش به آن است كه حركت خودش خودش را به وجود آورده است . ] و چنين چيزى به بداهت عقل ممتنع مىباشد .
بنابراين ، در حركت جوهرى فاعل و به وجود آورندهء حركت ، همان علت به وجود آورندهء متحرك است و آن يك جوهر جدا از ماده [ / عقل فعال يا غير آن ] است كه صورت جوهرى را ايجاد كرده و ماده را بهواسطهء آن به پا مىدارد - چنانكه گذشت