- صورت شريك علت فاعلىِ ماده مىباشد .
[ 2 ]
محرك در حركتهاى عرضى در عرض لازم
و اگر حركت عرضى باشد و عرض نيز از اعراض لازم وجود باشد [ ؛ مانند اصل مقدار وضع ، مكان و زمان ، ] در اين صورت فاعلِ به وجود آورندهء حركت همان علتِ به وجود آورندهء موضوع حركت [ / متحرك ] خواهد بود ؛ بدين نحو كه علتِ به وجود آورندهء موضوع با همان جعل و ايجاد موضوع ، حركت عرضى را نيز جعل و ايجاد مىكند ، بدون آنكه ميان موضوع و حركت جعل ديگرى واسطه شود . زيرا اگر جعل ديگرى ميان آن دو واسطه شود ، [ بدين صورت كه علتِ متحرك ، متحرك را به وجود آورد ] و متحرك ، كه يك امر مادى است ، خودش حركت را در خودش ايجاد كند ، تأثير و فعلِ متحرك بدون وساطت ماده خواهد بود [ ؛ يعنى بدون آنكه ميان فاعل و منفعل وضع خاص و نسبت قرب و بعد خاصى برقرار شود ، فاعل در منفعل اثر كرده است ؛ به دليل آنكه فاعل و منفعل در اينجا يكچيز است و ميان شىء و خودش وضع و نسبت قرب و بعد برقرار نمىباشد . ] و اين پذيرفتنى نيست ، زيرا - چنانكه پيش از اين در بحثهاى علت و معلول گفتيم « 1 » - علتهاى مادى [ / علتهاى جسمانى كه منطبع در مادهاند ] فقط به واسطهء ماده و در صورت برقرارى وضع خاصى ميان خود و معلولشان است كه مىتوانند اثرى گذارند و از اينرو علتهاى مادى تنها در بيرون از خود تأثير مىكنند .
بنابراين ، فاعل و به وجود آورندهء عرضِ لازم وجود ، همان علت به وجود آورندهء ملزوم آن [ ، كه موضوع حركت است ، ] مىباشد و آن جوهرى مجرد و غيرمادى است كه صورت و لازم وجود صورت را با يك جعل ايجاد مىكند و به واسطهء آن صورت ، ماده را به پا مىدارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل پانزدهم از مرحلهء هشتم