تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
محسوب مىگردد . ] [ 4 ]

نتيجهء سوم : هر حركتى داراى بدايت و نهايت است

حركت ، به هر صورتى كه باشد ، [ خواه جوهرى و يا عرضى و خواه در عرضى لازم و يا مفارق و خواه حركت طبيعى و يا نفسانى باشد ، ] محدود است و داراى آغاز و انجام مىباشد . زيرا هريك از حدود و بخش‌هاى حركتْ محدود و متناهى مىباشد ؛ از يك طرف به قوه‌اى كه [ نسبت به آن بخش از حركت ] فعليت ندارد ، مىرسد ؛ ازطرف ديگر به فعليتى كه [ نسبت به آن بخش از حركت ] قوه ندارد ، ختم مىگردد . حكم مجموع نيز همان حكم اجزا و بخش‌هاى آن مجموع است . اين مطلب [ كه هر حركتى داراى آغاز و انجام مىباشد ، ] با آن‌چه در گذشته گفته بوديم ، كه حركت اول و آخر ندارد ، ناسازگار نيست ، زيرا مقصود ما از اول و آخر ، كه در آن‌جا نفى كرديم ، آن بود كه حركت از يك جزء بالفعل كه قابل انقسام نباشد ، آغاز نمىشود ؛ هم‌چنين به يك جزء بالفعل كه قابل انقسام نباشد ، منتهى نمىگردد ، زيرا جزء بدين‌معنا هرگز از قوه به فعل درنمىآيد [ ، به دليل آن‌كه فعليت يافتن چنين جزيى منوط به آن است كه تقسيم حركت ، به جزء لايتجزى منتهى گردد و اين محال است . ] و نيز ماهيت نوعىِ منتزع از اين حدّ هرگز از قوه به فعل درنخواهد آمد . [ به‌طور كلى ابتدا و انتها در دو معنا به كار مىرود : 1 - آن‌چه شىء از دوطرف بين آن محدود است . مانند نقطه براى خط و خط براى سطح و سكون براى حركت و « آن » براى زمان . هر كميت و يا امر كميت‌دارى كه محدود و متناهى باشد داراى چنين ابتدا و انتهايى است . ابتدا و انتها بدين‌معنا ، ازجهت ذات و ماهيت ، با شىء محدود مباين است . 2 - اولين و آخرين جزء از شىء كه وجود شىء از آن آغاز و يا به آن ختم مىگردد .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 323 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى