حركتهاى طولى هر صورت نوعى با آمدن صورت نوعىِ پس از خود ، اگرچه خلع نمىشود ، اما از مقام خويش معزول مىگردد ؛ يعنى صورت بودن آن ازبين مىرود و مادهء صورت جديد مىگردد . ]
و همين است معناى اين سخن فيلسوفان كه : « فصل اخير يك شىء دربردارندهء همهء كمالهاى فصلهاى پيشين و منشأ انتزاع آنها است . و اگر فصل اخير شىء از ماده جدا گردد و به طور مجرد به هستى خود ادامه دهد ، اين باعث نمىشود كه حقيقت نوع ازبين برود . » « 1 »
آنچه ما دربارهء صورت دوم گفتيم ، دربارهء صورت سوم و چهارم و همهء صورتهاى پس از آن نيز جارى است .
[ 2 ]
نتايج بحث
نتيجهء نخست : حركت بسيط و حركت مركب
در قسم دوم [ / حركتهاى عرضى ] حركت بسيط است ، اما در قسم نخست [ / حركتهاى طولى ] حركت مركب مىباشد ، زيرا موضوع در هريك از حدود حركت تغيير مىكند . [ در يك مرحله مادهء اولى موضوع حركت است و در مرحلهء ديگر مادهء اولى به علاوهء صورت نخست موضوع حركت مىباشد و به همين ترتيب : در هر مرحله از حركت ، موضوع متحول مىگردد . ] اما بايد دانست كه تغيير موضوع حركت بدينصورت نيست كه موضوع پيشين ازبين برود و موضوع جديدى پديد آيد ، بلكه به صورت كامل گشتن موضوع مىباشد . [ يعنى در هر مرحله از حركت كمالى بر موضوع پيشين افزوده مىشود ، ] چرا كه در هريك از حدود حركت ، فعليت آن حدّ و قوهء حدّ پس از آن ، مجموعاً قوه مىشوند براى فعليتِ حدّ بعد .
هامش
( 1 ) . در فصل ششم از مرحلهء پنجم بدين مطلب اشاره شد . ( ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 282 )