تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
است . روشن‌ترين اين براهين [ ، كه از سه مقدمه تشكيل مىشود ، ] بدين شرح است :

مقدمهء اول :

حركت‌هاى عرضى داراى وجودى متحوّل ، گذرا و متغيرند . [ اين مقدمه بيانگر اصلى بديهى و خدشه‌ناپذير است و آن اين‌كه : در اعراض و دست‌كم در اعراض چهارگانهء كم ، كيف ، وضع و أين ، حركت راه دارد و حركت شىء همان سيلان وجود و گذرايى آن است . بنابراين ، وجود اين اعراضْ متحوّل و متغير مىباشد . ]

مقدمهء دوم :

علت اين اعراضِ متغيّر همان طبايع و صورت‌هاى نوعيه‌اى است كه در موضوع اين اعراض منطبع مىباشند . [ اثبات اين مقدمه در فصل هفتم از مرحلهء ششم گذشت ، « 1 » و شرح آن در فصل دهم از همين مرحله خواهد آمد و اجمالش آن است كه حركت‌ها بر سه دسته‌اند : 1 - حركات طبيعى و آن حركاتى است كه طبيعت جسم اقتضاى آن را دارد ؛ مانند رشدكردن گياه . در اين دسته از حركات ، فاعل حركت و علت به وجود آورندهء آن ، همان طبيعت متحرك است . 2 - حركات قسرى و آن حركت‌هايى است كه به واسطهء تأثير يك عامل خارجى به وجود مىآيد ؛ مانند تابش آفتاب كه موجب تيره‌شدن رنگ پوست انسان مىشود . در اين‌جا نيز بايد گفت طبيعت انسان . اگرچه خود به خود اقتضاى تيره‌كردن رنگ پوست را ندارد ، اما تابش نور خورشيد ، باعث مىگردد كه اقتضاى ايجاد اين تغيير و حركت در طبيعت انسان به وجود آيد ؛ يعنى عالم قاسر اقتضاى اين تغيير و حركت را در طبيعت مقسور به وجود مىآورد و فاعل مباشر حركت سرانجام خود طبيعت مقسور مىباشد . 3 - حركات نفسانى ؛ مانند حركت‌هاى ارادى و اختيارى انسان . در اين‌جا نيز اگرچه نفس در حركت تأثير دارد ، اما در طول تأثير طبيعت است و فاعل مباشر حركت همان قوهء عامله است كه در عضلات پراكنده مىباشد . ]
هامش
( 1 ) . آن‌جا كه مؤلف ارجمند فرمود : « نفىالاجسام على اختلافها صور نوعيةٌ جوهريةٌ ، هى مبادٍ للآثار المختلفة باختلاف الانواع »