مغاير با ماهيت پيشين و پسين مىباشد . ]
[ 3 ]
توجيه حركت اعراض نزد منكران حركت جوهرى
توجيه اول :
[ منكران حركت جوهرى با اذعان به اينكه علتِ يك پديدهء متغير خود نيز بايد متغير و متحول باشد ، براى توجيه حركتهاى عرضى گفتهاند : درست است كه فاعل مباشر و بىواسطه در همهء حركتهاى عرضى طبيعت شىء متحرك است ، اما طبيعتْ علّت تامهء اين حركتها نيست ، بلكه عوامل خارجى نيز در وقوع اين حركتها نقش دارند و جزئى از علت آن به شمار مىروند . بنابراين ، ] منشأ تغيير و تحولات و نوشدنهاى اعراض ، با آنكه علتشان ( طبيعت يا غيرآن ) « 1 » ثابت و يكنواخت است ، عوامل و رويدادهايى است كه از بيرون به آن علت درونى ضميمه مىگردد [ و مجموعاً علت تامهء اين تحولات رابه وجود مىآورند . ]
به عنوان مثال در حركتهاى طبيعى ، حصول درجات گوناگون دورى و نزديكى به غايت و هدف ، موجب تحوّل و تجدّد عرض مىگردد . [ مثلًا سنگى كه در آسمان معلق است ، ميل طبيعى دارد به اينكه در زمين ، كه مكان طبيعى آن است ، قرار گيرد .
اين ميل طبيعى موجب مىگردد سنگ مثلًا يك درجه به سوى زمين حركت كند .
دراثر اين تغيير مكان ، سنگ اندكى به غايت طبيعى خود نزديك مىشود و همين موجب مىگردد كه آن ميل طبيعى شدت يابد . شديدشدن ميل طبيعىِ سنگ باعث مىشود كه سنگ يك درجهء ديگر به سوى زمين حركت كند و اين روند ادامه مىيابد ، تا آنگاه كه سنگ به زمين برسد . ]
و در حركتهاى قسرى برخورد با موانع و معدّات قوى و ضعيف ، موجب تحوّل اعراض مىگردد . [ توضيح اينكه : در حركتهاى قسرى ، عامل بيرونى ( قاسر ) در
هامش
( 1 ) . اشاره است به عقيدهء برخى از فلاسفه كه معتقدند فاعل قريب در حركتهاى ارادى ، نفس است