بررسى ادلهء يادشده
ادلهاى كه جمهور فلاسفهء پيشين بر عدم وقوع حركت در ساير مقولات آوردهاند ، ناتمام و قابل خدشه مىباشد .
[ 13 ] اما اينكه گفته شد : « در مقولههاى فعل ، انفعال و متى حركت واقع نمىشود ، بهخاطر آنكه مستلزم حركت در حركت مىباشد » . پاسخش آن است كه حركت در حركت - چنانكه در آينده روشن خواهيم ساخت « 1 » - جايز و ممكن مىباشد .
[ اما در مورد دليل ديگرى كه براى عدم وقوع حركت در مقولههاى فعل و انفعال و متى بيان شد ، مىتوان گفت : انتزاع مقوله از حدود آنىّ الوجود حركت تنها در جايى ضرورى است كه ذات مقوله تدريجى و ممتد نباشد . اما در آنجا كه ذات مقوله متقوم به تدرّج و سيلان است ، مقوله از اجزاى حركت ، كه آن هم تدريجى و سيّال است ، انتزاع خواهد شد و همين اندازه براى تصوير حركت درچنين مقولههايى كافى است .
زيرا سرّ اينكه در ساير مقولات انتزاع يك نوع خاص آن مقوله از هريك از حدود آنىّ الوجود حركت لازم دانسته شد ، آن است كه آن مقولهها قابل تدرج و تشكيك نيستند .
اما در صورتى كه مقولهاى قابل تدرّج باشد ، تصوير حركت در آن سهلتر خواهد بود . ]
[ 14 ] در مورد مقولهء اضافه و جده نيز بايد گفت : اينها دومقولهء نسبىاند ، مانند وضع . و صرف اينكه اين دو مقوله در تغيير و حركتشان تابعِ طرفين خود مىباشند ، منافاتى با آن ندارد كه حقيقتاً حركت در آنها واقع شود ، زيرا « اتصاف بالتبع » غير از « اتصاف بالعرض » است . [ اتصاف اين دو مقوله به حركت ، به تبع اتصاف طرفين آنها است ، نه به عرض اتصاف آن . ]
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل هشتم ، ذيل نتيجهء دوم