نيز برخوردار مىباشد . ]
[ اما اينكه گفتيم : وقوع حركت در مقوله كيف « فىالجمله » روشن است ، بهخاطر آن است كه حركت در پارهاى از كيفيات امكانپذير نيست ؛ مانند كيفيات نفسانى . زيرا كيفيات نفسانى به دليل تجردشان ، فاقد قوه مىباشند و تغيير و تحول در چيزى كه قوه ندارد ، روى نمىدهد . « 1 » همچنين وقوع حركت در كيفيات فعلى ( حرارت و برودت ) مسلّم نيست ، زيرا برخى از فلاسفه دربارهء اين كيفيات قائل به كمون و بروز شدهاند و برخى ديگر قائل به نفوذ و خروج شدهاند . بنابر هر دو مبنا تصوير حركت كيفى در مورد آن كيفيات ناممكن است . « 2 » ]
حركت كمّى
[ 3 ] حركت در كمّ عبارت است از آنكه كميت جسم تدريجاً و بهصورت پيوسته و منظم تغيير كند ؛ مانند رشدكردن [ گياه و حيوان ] ، كه عبارت است از افزودهشدنِ تدريجىِ حجم جسم ، به طور پيوسته و منظم .
[ 4 ] برخى اعتراض كردهاند كه : [ رشد و نموّ برخى از اجسام را نمىتوان حركت كمّى براى آن جسم به شمار آورد ، زيرا ] رشد و نموّ جسم به واسطهء ضميمهشدن يك سرى از اجزا و مواد خارجى به اجزاى جسم صورت مىپذيرد . بنابراين ، حجم بزرگى كه [ دراثر رشد و نموّ جسم ] بر آن عارض مىگردد ، كميتى است كه بر مجموع
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل اول از مرحلهء يازدهم . در آنجا مؤلف ارجمند مىگويد : « انّ الصورة العلمية ، كيفما فرضتْ ، مجردةٌمن المادةِ ، عاريةٌ من القوّةِ » . و در فصل دوم ازهمين مرحله فرمود : « انّ مالا مادةَ لَهُ فلا حركةَ له » . نتيجهاى كه از انضمام اين دو مطلب به دست مىآيد آن است كه : « الصورةُ العلميةُ لا حركةَ له » . ديگر كيفيات نفسانى نيز از اين جهت با صورت علمى مشتركند
( 2 ) . ر . ك : بداية الحكمة ، فصل دهم از مرحلهء دهم . در آنجا مؤلف گرامى مىگويد : « و اما الكيف : فوقوعُ الحركةِ فيه ، و خاصة فى الكيفياتِ غيرالفعلية . . . ظاهرٌ » . استثناى كيفيات فعلى اشاره دارد به عدم امكان تصوير حركت در آن ، بنابر برخى از مبانى