تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
نعتىِ كم و كيف ] است ، كه بر جسم جارى مىگردد . [ مثلًا وقتى رنگ سيب از سبزى به زردى مىگرايد ، نه ماهيت سيب تغيير مىكند و نه ماهيت سبزى تبديل به زردى مىشود ، بلكه سيبِ سبز ، به سيبِ زرد تبديل مىشود . و « سبز » و « زرد » - كه از وجودِ نعتىِ اين دو كيف انتزاع مىشوند - ماهيت نيستند . ]

تشكيك در عرضيات است ، نه در اعراض

[ 5 ] مقصود فلاسفه از اين جمله كه : « تشكيل در عَرَضيات است نه در اعراض » همين مطلب است . [ زيرا عرض - مانند سفيدى و سياهى - مفهومى ماهوى است ، كه از وجود نفسىِ شيئى كه در وجودش نياز به موضوع دارد ، گرفته مىشود و وقوع تشكيك در آن به معناى وقوع تشكيك در ماهيت است ، كه محال مىباشد . اما عَرَضى - مانند سفيد و سياه - مفهومى ماهوى نيست و از وجود ناعتىِ شىء گرفته مىشود ؛ لذا وقوع تشكيك در آن ، مستلزم تغيير در ماهيت نخواهد بود . بنابراين ، سفيد مىتواند سفيدتر شود ، ولى سفيدى نمىتواند سفيدىتر شود . ] [ به بيانى ديگر : عَرَض يك مفهوم ذاتى و ماهوى است ، بر خلاف عَرَضى . تفاوت اساسى ميان كلى ذاتى و كلى عرضى آن است كه رابطهء كلى ذاتى با مصداق خودش ، رابطهء عينيت است ، يعنى خودش است ، ولى رابطهء كلى عرضى با مصداقش رابطهء عينيت نيست ، بلكه رابطهء انتساب است . وقتى گفته مىشود « الف » سفيدى است ، معناش آن است كه « الف » مصداق خود سفيدى است و در واقع عينيت سفيدى است . اما وقتى گفته مىشود « الف » سفيد است ، معنايش آن است كه « الف » چيزى است كه با سفيدى ارتباط و انتساب دارد و آن نسبت اين است كه سفيدى قائم به آن است و در آن حلول كرده است . صدق كلى ذاتى بر مصداق خود هميشه به نحو تواطؤ است ، اما كلى عرضى مىتواند به نحو تشكيك بر مصاديق خود حمل شود . زيرا كلى عرضى از نسبتى كه