فصل دومبيانى ديگر در معناى وجود بالقوه و وجود بالفعلِ شىءو تقسيم وجود به آن دو
[ 1 ] [ آنچه در فصل پيشين گذشت برهان مشهورى است كه حكماى مشاء براى اثبات قوه و مادهء اولى بيان كردهاند . و چون پارهاى از آنچه در آن فصل گذشت با نظريهء « كون و فساد » و انكار حركت جوهرى تناسب دارد ، مصنف قدس سره در اين فصل بيان ديگرى براى تبيين رابطهء وجود بالقوه و وجود بالفعل ارائه مىكند كه به واسطهء آن ، حركت جوهرى و برخى از فروع آن نيز به اثبات مىرسد . مصنف قدس سره در اين بيان ، كه اختصاص به ايشان دارد و از ابتكارات ايشان بهشمار مىرود ، « 1 » بر اين نكته تكيه مىكنند كه ميان قابل و مقبول - يعنى دوچيز كه يكى از آنها به ديگرى تبديل مىشود - در خارج يك نسبت و رابطهء عينى وجود دارد ؛ ازسوى ديگر ، وجود نسبت و رابطه در هر ظرفى خواهان وجود طرفين نسبت در همان ظرف و اتحادشان با يكديگر در آن ظرف مىباشد . آنگاه نتيجه مىگيرند كه وجود قابل و وجود بالقوهء مقبول از يكسو و وجود بالقوهء مقبول وجود بالفعل آن از ديگر سو و در نتيجه هرسه وجود با يكديگر متحدند و در واقع يك وجود سيال با مراتب مختلف را تشكيل مىدهند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : تعليقهء مؤلف قدس سره بر اسفار ، ج ص 53 - 55