تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
هم‌چنين اگر نسبت در زمان حال وجود دارد ، طرفين آن نيز بايد در زمان حال موجود باشند . و وجود استقبالى هردو و يا يكى از آنها ، كافى نخواهد بود . ] دليل اين مطلب آن است كه وجود نسبت [ يك وجود فى غيره است و لذا وجود آن ] قائم و متكى به طرفين خود بوده و بيرون از وجود طرفينش نمىباشد . [ پس تا طرفين آن در خارج موجود نباشند نسبت ، كه رابطه ميان آن دو بوده و وجودش به طفيل وجود آن دو مىباشد ، نمىتواند در خارج موجود گردد . ] هم‌چنين هر نسبت موجودى خواهان آن است كه وجود يكى از طرفين نسبت ، براى طرف ديگر و متعلق به آن باشد [ ؛ يعنى وجود يك طرف ، نسبت به طرف ديگر ، وجود ناعتى و للغير باشد ؛ همان‌گونه كه وجود عرض براى موضوع و متعلق به آن است و نيز وجود صورت براى ماده و متعلق به آن مىباشد . ] در بحث « تقسيم وجود به رابط و مستقل » در اين باره گفت و گو شد و احكام يادشده به خوبى تبيين گرديد . « 1 » [ 4 ]

اتحاد ميان قابل و وجود ضعيف مقبول و وجود شديد آن

[ از آن‌چه تاكنون بيان شد ، اين نتيجه به دست آمد كه ميان قابل و مقبول نسبت ورابطه‌اى عينى و خارجى وجود دارد . و نيز معلوم شد كه اين نسبت خواهان وجود طرفين آن در ظرف تحقق نسبت و اتحاد آنها با يك‌ديگر مىباشد . اما ] چون مقبول با وجود خارجىِ [ / وجود بالفعل ] خود ، كه منشأ ترتب آثار بر آن مىباشد ، نزد قابل تحقق ندارد ، [ بلكه در آينده تحقق مىپذيرد ] ، از اين‌رو [ بايد بپذيريم كه ] مقبول با وجود ضعيفى ، كه همهء آثارش برآن مترتب نمىگردد ، نزد قابل تحقق دارد . [ مثلًا نطفه ، كه قابليت انسان شدن دارد ، يك نسبت و رابطهء عينى با انسان دارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرحلهء دوم ، فصل اول ، فرع اول و دوم