تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
حال كه يك شىء است ، چند شىء باشد . از اين‌رو ، در حركت‌هاى جوهرىِ اشتدادى ، كه صورتى بر روى صورت ديگر - به طريق لُبس پس از لُبس - مىآيد ، صورت پيشين با آمدن صورت جديدْ فعليت خود را ازدست مىدهد و جزء مادهء صورت جديد مىگردد . و از اين‌رو ، همهء آثارى كه از مركب صدور مىيابد ، به صورت اخير آن ، كه تنها فعليت آن است ، نسبت داده مىشود و آن صورت مالك همهء آثار خواهد بود . ]

نحوهء تركيب ميان ماده و صورت

[ 9 ] هم‌چنين بايد دانست كه تركيب ميان ماده و صورت ، بر خلاف آن‌چه به غالب حكيمان نسبت داده شده ، تركيب انضمامىِ نيست ، بلكه تركيب اتحادى است . [ پس چنين نيست كه ماده و صورت درخارج دو شىء با دو وجود باشند كه به يك‌ديگر ضميمه گشته و از انضمام آنها به يك‌ديگر شىء ثالثى پديد آمده باشد ، بلكه آنها با يك‌ديگر متحد بوده و موجود به يك وجود مىباشند . دو دليل براى اثبات اين مدعا مىتوان اقامه كرد . ]

دليل نخست :

اجتماع ماده با صورت ، ازقبيل اجتماع يك امر مبهم [ كه هيچ‌گونه تحصلى از خود ندارد ] ، با امرى است كه [ علاوه بر آن‌كه خودش متحصل است ، ] به غير خود نيز تحصّل مىدهد و اجتماع آن دو با يك‌ديگر از نوع اجتماع قوه با فعل مىباشد . [ و اجتماع امرى كه ابهام محض بوده و هيچ تعينى از خود ندارد و نيز قوهء صرف بوده و هيچ فعليتى از خود ندارد ، با چيزى كه تحصّل‌دهندهء به غير و داراى فعليت است ، جز در پرتوى اتحاد آنها با يك‌ديگر امكان‌پذير نيست . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 216 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى