فصل پانزدهمعلت جسمانى
[ 1 ] [ مقصود از علتهاى جسمانى صورتهاى نوعىِ منطبع در جسم است ، كه چون منطبع در جسم مىباشند ، جسمانى خوانده شدهاند . در اين فصل دو حكم از احكام علتهاى جسمانى بيان مىگردد : ]
آثار علتهاى جسمانى متناهى است
آثار علتهاى جسمانى از جهت تعداد ، مدت و شدتْ متناهى و محدود مىباشد .
[ يعنى تعداد آثار و افعالى كه از يك علت جسمانى صدور مىيابد ، امكان ندارد بىنهايت باشد و نيز علت جسمانى نمىتواند اثرى از خود بروز دهد كه عمرش نامحدود باشد ؛ همچنين نمىتواند فعل داشته باشد كه شديدتر از آن قابل تصور نباشد ؛ به عبارت ديگر : در كمترين زمان انجام يابد . ] « 1 »
هامش
( 1 ) . در اينجا ذكر اين توضيح لازم مىنمايد كه تنهاى و عدم تناهى از اوصافى است كه اولًا و بالذات كميت بدان متصف مىگردد و اشياى كميتدار ثانياً و به عرضِ كميتشان بدان متصف مىگردند . بنابراين ، فرض تناهى و عدم تناهى درآثار علتهاى جسمانى يا به اعتبار « تعداد » آثار آنها است و يا به اعتبار « زمان » آثار آنها مىباشد . درصورت دوم ، زمان آثار يا از جهت زيادت و كثرت آن درنظر گرفته مىشود و اين همان تناهى و عدم تناهى ازجهت « مدت » است ؛ بدين صورت كه اگر زمانِ يك اثر نامتناهى باشد ، گفته مىشود : آن اثر ازجهت مدّت نامحدود و نامتناهى است و ياازجهت نقصان و قلّت زمان آن درنظر گرفته مىشود و اين همان تناهى و عدم تناهى ازجهت « شدت » مىباشد ؛ بدينصورت كه اگر زمان يك اثر بىنهايت كم باشد ، گفته مىشود : آن اثر بىنهايت شديد است