تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
[ 7 ]

اثبات علت صورى :

صورت - يعنى آن‌چه ملاك فعليت شىء « 1 » است و حيثيت فعليت آن را تشكيل مىدهد - نسبت به آن‌چه از تركيب آن صورت با ماده به وجود مىآيد ، « علت صورى » مىباشد ، زيرا آن مركب [ در ذات خود ] متوقف و وابسته به آن صورت مىباشد [ ، از باب توقف كلّ برجزء . ازطرفى ، عليت و معلوليت همان رابطهء توقف و وابستگى يك شىء به شىء ديگر است . ]

رابطهء صورت با ماده :

صورت نسبت به ماده ، علّ صورى آن به شمار نمىرود ، زيرا مادهء مركب از صورت و غير آن نيست و در ذات خود نياز به صورت ندارد ، بلكه در تحصلش كه امرى بيرون از ذاتش است ، نيازمند آن مىباشد . از اين‌رو ، صورت را نسبت به ماده بايد شريك فاعلى و تحصل‌بخش ماده به‌شمار آورد ؛ چنان‌كه پيش از اين بيان شد . « 2 » [ توضيح‌اين‌كه : علت صورى بودن « الف » نسبت به « ب » منوط به دو امر است : 1 - آن‌كه وجود « ب » متوقف و وابسته به وجود « الف » باشد و بدون آن تحققش امكان‌پذير نباشد . 2 - آن‌كه « الف » جزء صورى « ب » را تشكيل دهد و مقوّم ذات و ماهيت « ب » باشد . « 3 » در مورد صورت و ماده اگرچه امر نخست تحقق دارد ، زيرا وجود ماده بدون صورت امكان‌پذير نيست . اما شرط دوم تحقق ندارد ، زيرا صورتْ جزء صورىِ ماده نبوده و مقوّم ذات و ماهيت آن نمىباشد ، بلكه نسبت به ماده شريك علت فاعلى مىباشد ؛ بدين‌معنا كه علت فاعلى به توسط آن ، وجود و تحصّل ماده را افاده مىكند ؛ و وجودْ امرى است بيرون از ماهيت و زايد بر آن . ]
هامش
( 1 ) . مقصود از شىء خصوص جسم با انواع گوناگونش است و شامل مفارقات نمىگردد ، چرا كه فعليت مفارقات‌عين ذات آنهاست و علت صورى براى آنها به شمار نمىرود ( 2 ) . ر . ك : فصل ششم از مرحلهء ششم ( 3 ) . و از اين روست كه علت صورى و هم‌چنين علت مادى را « علل قوام » و « علل داخلى » مىنامند . ( ر . ك : فصل دوم‌از مرحلهء هشتم )