سه دليل بر عدم انحصارعلت ، در علت مادى
[ 3 ] گروهى از دانشمندان طبيعى [ كه گرايش به ماده داشته و منكر ماوراى ماده مىباشند ، ] عليت را منحصر در ماده دانستهاند و علتهاى سهگانهء ديگر را انكار كردهاند . [ به اعتقاد اين دانشمندان صورتهاى نوعى گوناگون معلول خود ماده است و علت فاعلىاى در وراى ماده وجود ندارد كه افاضهكنندهء آن صورتها بر ماده باشد ؛ همچنين ماده غايت و هدفى در كار خود ندارد و لذا علت غايى نيز وجود ندارد . ]
[ 4 ] اما اين پندار نادرست است [ و نمىتوان ماده را علت به وجود آورنده و افاضهكنندهء صورتهاى نوعى دانست . براى اثبات اين مدعا و ابطال پندار اين گروه از مادى گرايان ، سه دليل مى توان اقامه كرد : ]
دليل نخست :
حيثيت ذاتىِ ماده همان حيثيت قوّه ، قبول و پذيرش است ، كه ملازم با فقدان و ندارى است [ ، زيرا چيزى مىتواند چيز ديگرى را در خود بپذيرد كه آن را ذاتاً نداشته باشد ] و پرواضح است كه چنين موجودى براى افاضه و ايجاد فعليت [ / صورتهاى نوعى ] كافى نيست ، چرا كه افاضه و ايجاد ملازم با وجدان و دارايى است [ و فاقد شىء نمىتواند معطى آن باشد . ] بنابراين [ اگر به ماده اكتفا كرده و هر علّت ديگرى غير از آن را انكار نماييم ، ] چارهاى نيست جز آنكه بگوييم فعليتْ بدون علت به وجود آمده و اين محال است .
[ 5 ]
دليل دوم :
پيش از اين به اثبات رسيد « 1 » كه شىء تا وجود برايش واجب و ضرورى نگردد ، موجود نمىشود . و از طرفى ، شأن ماده امكان و قبول است [ ؛ يعنى نسبت مقبول به قابل نسبت امكانى است و رابطهء ميان ماده و كمالات لاحق به آن ، امكان بالقياس است ، زيرا ماده فىنفسه به گونهاى است كه مىتواند همراه با فعليت
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل پنجم ، مرحلهء چهارم