تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

فصل چهاردهم‌علت مادى و صورى

[ 1 ]

مادهء اولى و مادهء ثانيه :

پيش از اين دانستيم « 1 » انواعى كه داراى كمال بالقوه مىباشند [ و به گونه‌اى هستند كه مىتوانند صفت وجودىِ جديدى را واجد گردند ، ] در نهاد و صميم ذات خود جوهرى دارند كه فعليت كمالات اولى و كمالات ثانوى آن نوع را مىپذيرد . كمالات اولى همان صورت‌هاى نوعى است ، [ كه مكمّل جوهر شىء بوده و قوام ماهيت شىء به آن مىباشد ] و كمالات ثانوى اعراض است ، [ كه بيرون از جوهر شىء مىباشد . ] حال ، اگر حيثيت آن جوهر از يك جهت ، حيثيت قوه و از جهت ديگر ، حيثيت فعليت باشد [ ؛ يعنى اگر جوهرى كه قبول كنندهء كمالات اولى و ثانوى آن نوع مفروض است ، خودش داراى دو حيثيت باشد : يكى حيثيت قبول و انفعال و ديگرى حيثيت فعليت ] - مانند جسم كه از جهت جسم بودنش بالفعل است و از جهت صورت‌ها و اعراضى كه به جسميت آن ملحق مىگردد ، بالقوه مىباشد - در اين صورت آن جوهر را مادهء ثانى مىنامند . [ مثلًا « جسم » مادهء ثانىِ آهن است ، زيرا كمالات اولى و ثانى آهن را مىپذيرد و ازطرفى خودش ، هم حيثيت فعليت دارد و
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل پنجم از مرحلهء ششم