تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
افعال طبيعت تفصيل داده و پاره‌اى از آنها را غايت‌مند و پاره‌اى ديگر را بدون غايت دانست ، ] بايد در مورد انواع خير و منافعى كه بر فعل طبيعت مترتب مىگردد ، نيز به همين صورت حكم كرد [ ؛ يعنى آن را معلول تصادف و اتفاق دانست ، بدين صورت كه ماده در شرايطى قرار گرفته است كه به ناچار چنين عمل كرده است ، ] بدون آن‌كه طبيعت قصد خاصى داشته باشد و يا آن‌كه انگيزهء خاصى وجود داشته باشد كه آن را بدان سمت سوق دهد . [ به بيانى ديگر : اگر طبيعت در فعل خود غايت داشت ، نبايد تباهىها و مرگ‌ها و شرور در عالم وجود داشته باشد ، در حالى كه چنين امورى در طبيعت فراوان رخ مىدهد . بنابراين ، طبيعت در فعل خود غايت ندارد و ترتب مصالح بر پاره‌اى از افعال آن ، اتفاقى و تصادفى است . ]

بررسى دليل دوم :

[ شرور به‌طور كلى بر دو دسته‌اند : دسته‌اى امور عدمىاند ؛ مانند كورى ، كرى ، مرگ و نقص عضو . اين دسته از شرور دراثر نرسيدن فاعل‌هاى طبيعى به غايات خود پديد مىآيند . قسم ديگر امور وجودى مىباشند ؛ مانند حيوانات درّنده كه وجودشان براى انسان شرّ است . اين دسته از شرور خودشان غايت براى طبيعت به شمار مىروند . ] [ 11 ] درمورد [ دستهء نخست ، يعنى ] شرورى كه دراثر متوقف‌شدن حركتِ فاعل‌هاى طبيعى و نرسيدن آنها به غايت‌هاى خود پديد مىآيند ، بايد گفت : [ پيدايش اين قبيل شرور هيچ منافاتى با غايت‌مند بودن طبيعت ندارد ، زيرا ] متوجه بودن طبيعت به سوى يك غايت ، مستلزم آن نيست كه طبيعت حتماً به آن غايت برسد [ ، بلكه ممكن است طبيعت رو به سوى كمال خود در حركت باشد ، اما دراثر وجود عامل معارض از حركت بازماند و به غايت خويش و اصل نگردد . ] در بحث از « افعال