تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مىباشند و اثرهايى كه به ندرت بر فعلِ فاعلى مترتب مىگردند و امور اتفاقى ناميده مىشوند ، در واقع غايت‌هاى بالعرض‌اند كه به غير اسباب حقيقى خود نسبت داده شده‌اند . و اگر همان امور نادر و اقلّى به علت‌هاى حقيقى خود نسبت داده شوند ، دائمى و هميشگى خواهند بود . [ و چون ترتب غايات ذاتى بر علت‌هاى حقيقى آنها هميشگى و تخلف‌ناپذير است ، ] پس به ناچار بايد بپذيريم كه ميان آن غايات و علت فاعلىِ حقيقى آنها يك رابطهء وجودى برقرار مىباشد . [ 17 ] و اگر علىرغم دائمى بودن ترتب اين غايات بر فاعل‌هاى آنها بازهم جايى براى ترديد در ارتباط ميان اين غايت‌ها و آن فاعل‌ها باقى بماند و بتوان در آن شك كرد ، بايد در مورد ارتباط فعل با فاعل نيز بتوان شك و ترديد كرد . از اين‌روست كه بسيارى از قائلان به اتفاق علت فاعلى را نيز ، مانند علت غايى ، انكار كرده و علّت را منحصر در علّت مادى دانسته‌اند . ما در بحث از « علت فاعلى » در اين باره گفت و گو كرديم [ و به اثبات رسانديم كه هيچ موجود ممكنى از علت فاعلى بىنياز نيست . ]