ولى پس از به وجود آمدن عناصر ، آنچه از تركيب عناصر به وجود آمده است - مانند معدنيات ، گياهان ، حيوانات و انسان - بهطور اتفاقى پديد آمدهاند ؛ بر خلاف ذىمقراطيس كه تكوّن اين مركبات را از روى قصد و هدف مىدانست . به اعتقاد انباذقلس از اجتماع و تركيب عناصر اوليه ، مركبات گوناگون و متنوعى در طول زمانى بسيار طولانى پديد آمده است . ] از ميان اين مركبات ، دستهاى از آنها كه صلاحيت بقا و تناسل داشتهاند ، باقى مانده و به حيات خود ادامه دادهاند و آن دسته كه صلاحيت بقا و تناسل نداشتهاند ، منقرض و نابود گشتهاند .
[ مثلًا « 1 » در مورد دندانهاى ثنايا ما مىگوييم : اين دندانها براى اين تيز شدهاند كه ببرند و قطع كنند و دندانهاى كرسى براى اين پهن شدهاند كه نرم كنند . مىگوييم :
طبيعتْ اين دندانها را براى همين كار به اين صورت ساخته است . يعنى اين اثرى كه بر دندانهاى ثنايا و دندانهاى آسيا بار است ، كه متناسب با ساختمان اين دندانهاست ، اصلًا آنها براى اين هدف و غايت اين جور ساخته شدهاند .
اما انباذقلس مىگويد : از ميان حيواناتى كه با دندانهاى گوناگون و متنوعى پديد آمدهاند ، تنها آن دسته از حيوانات كه دندانهايشان براى بقا و ادامهء حيات مناسب بوده و به وسيلهء آن مىتوانستند غذاى مورد نيازشان را خوب بجوند ، باقى ماندهاند و بقيه منقرض شدهاند . پس اينطور نيست كه دست طبيعت با قصد و هدف اين دندانها را به اين شكل درآورده باشد . در مورد ساير اعضا نيز امر برهمين منوال است . ]
انباذقلس و پيروانش براى اثبات مدعاى خويش استدلالهايى آوردهاند ، كه در ذيل به بررسى آنها مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . اين مثال را شيخالرئيس براى تبيين نظريهء انباذقلس بيان كرده است . ( ر . ك : طبيعيات شفا ، مقالهء نخست ، فصلچهاردهم )