تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و به صورت خاك‌ارّه درآيد ، قهراً ضايع‌كردن مقدارى از چوب نيز مقصود او خواهد بود ، اما به قصد ثانى و به تبع ارادهء ساختن در . ] [ 14 ]

دليل سوم :

[ اگر هر طبيعتى داراى غايتى است و به سوى هدف خاصى متوجه مىباشد ، بايد از هر طبيعت يك نوع فعل كه در جهت آن غايت خاص است ، صدور يابد ، در حالى كه مىبينيم ] طبيعت واحد افعال گوناگون و متنوعى انجام مىدهد [ و آثار مختلفى از آن صدور مىيابد . ] مانند حرارت و گرما كه مومِ عسل را نرم ، نمك را سفت ، چهرهء رخت‌شو را سياه و پارچه را سفيد مىكند . [ نور خورشيد ، با آن‌كه نور واحدى است و از يك طبيعت برخوردار است ، در هريك ازاين موارد اثر خاصى دارد . اين نشان مىدهد كه طبيعت آن به سوى هدف و غايت خاصى توجه ندارد . ] [ 15 ]

بررسى دليل سوم :

در پاسخ به اين دليل گفته‌اند : از طبيعت واحد تنها يك نوع فعل صدور مىيابد و آن فعل يك غايت بيشتر ندارد . [ مثلًا حرارت تنها اثرش آن است كه شىء مجاور خود را گرم مىكند و آن را شبيه خود مىسازد . « 1 » ] و اما ترتب آثار گوناگون بر فعل طبيعت [ به سبب وجود عامل‌ها و مانع‌هاى متعدد و گوناگون است . تقارن اين عوامل و موانع بيرونى است كه موجب مىگردد آثار گوناگونى بر فعل طبيعت مترتب گردد . بنابراين ، ترتب آثار گوناگون بر فعل طبيعت ] از توابع ضرورىِ عوامل و موانع متنوع و مختلفى است كه مقارن با فعل مىباشند .

حاصل سخن

[ 16 ] از تمام آن‌چه بيان شد اين نتيجه به دست آمد كه : غايت‌هايى كه بر افعال فاعل‌ها مترتب مىگردد ، غايت‌هاى ذاتى و دائمى براى علت‌هاى حقيقى خود
هامش
( 1 ) . بنابر آن‌چه در بحث از كيفيات محسوس گذشت كه فعل اين كيفيات شبيه‌سازى است . ( ر . ك : مرحلهء دهم ، فصل‌دوازدهم )
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 206 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى