تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
4 - گاهى نيز مقصود از اتفاق يك امر حقيقى است كه علّت و سبب پاره‌اى حوادث مىباشد . گروهى معتقد بوده‌اند كه غير از علل چهارگانه ( علت فاعلى ، علت صورى ، علت مادى و علت غايى ) علت ديگرى نيز در عالم وجود دارد به نام « اتفاق » « 1 » . بنابر اصطلاح اول ، امر اتفاقى پديدهء ممكنى است كه علت فاعلى ندارد و بنابر اصطلاح دوم ، امر اتفاقى معلولى است كه بىآن‌كه وجودش ضرورى و واجب شده باشد ، از علّت خود صدور يافته است و برطبق اصطلاح سوم ، امر اتفاقى غايت و نتيجه‌اى است كه بر فعل مترتب شده است ، اما مقصود فاعل نبوده و فعل براى رسيدن به آن انجام نيافته است و برطبق اصطلاح چهارم ، امر اتفاقى پديده‌اى مستند به اتفاق است و اتفاق به عنوان يك علّتِ مغاير با علل چهارگانه ، آن را به وجود آورده است . اتفاق به معناى نخست آن در بحث « اثبات علّت فاعلى » « 2 » و به معناى دوم آن در بحث « وجوب معلول در ظرف وجود علت » « 3 » ابطال گرديد . اتفاق به معناى چهارم آن اساساً فرض ندارد و بطلانش با كمى تأمل روشن مىگردد . آن‌چه هم‌اكنون موردبحث است اتفاق به معناى سوم آن مىباشد ؛ چنان‌كه مؤلف قدس سره در تفسير آن مىگويند : ] اتفاق عبارت است از « فقدان رابطه ميان فاعل و غايت » [ ؛ بدين معنا كه فاعل كارى را با قصد و اراده براى رسيدن به هدف خاصى انجام مىدهد ، اما آن كار به هدف موردنظر نمىرسد ، بلكه نتيجهء ديگرى كه مقصود فاعل نبوده و فاعل كار را به‌خاطر آن انجام نداده است ، بر آن مترتب مىگردد و يا آن‌كه فاعل اساساً به سوى غايتى
هامش
( 1 ) . با كمى تأمل دانسته مىشود كه نظريهء فوق اساساً قابل فرض نيست ؛ يعنى اين‌كه بگوييم عاملى در تكوّن و پيدايش پديده‌اى مدخليّت دارد ، ولى نه فاعل آن است ، نه غايت آن و نه ماده و نه صورت آن مىباشد . چنين چيزى اساساً فرض ندارد . ( ر . ك : درس‌هاى الهيات شفا ، ج 1 ، ص 185 ) ( 2 ) . ر . ك : فصل ششم از مرحلهء هشتم ( 3 ) . ر . ك : فصل سوم از مرحلهء هشتم