فصل سيزدهمبطلان اتفاق
بيان اصطلاح گوناگون « اتفاق »
[ 1 ] [ « اتفاق » اصطلاحات گوناگوى دارد ؛ ازجمله : ]
[ 1 - به معناى نفى علت فاعلى ؛ مانند آنجا كه مادى مسلكان و ملحدان مىگويند :
« پيدايش جهان هستى اتفاقى است ؛ يعنى جهان هستى خود به خود پديد آمده است ، بىآنكه علّتى آن را به وجود آورده باشد . »
2 - به معناى نفى ايجاب فاعل ؛ كسانى كه منكر رابطهء ضرورى ميان علت و معلولاند و وجود معلول در ظرف وجود علت را حتمى و تخلّفناپذير ندانسته و مىگويند : « اگر علّت تحقق داشته باشد ، به وجود آمدن معلول اتفاقى است . »
3 - به معناى نفى علّت غايى ؛ برخى معتقدند كه ميان فاعل و غايت رابطهاى ضرورى و تخلفناپذير برقرار نيست ؛ بدينمعنا كه فاعل چه بسا كارى را براى رسيدن به هدف و غايت خاصى انجام مىدهد ، اما فعل او به غايت ديگرى منتهى مىگردد ، كه مقصود فاعل نبوده و فعل براى آن انجام نيافته است . و يا در مورد فاعلهاى طبيعى مىگويند : اين فاعلها در فعل خود هيچ قصدى ندارند و متوجه جهت و هدف خاصى نمىباشند و در آنها اقتضاى رسيدن به نقطهء خاصى وجود ندارد .