تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
حيوان است ، خير مىباشد . اما انسان به واسطهء عدم تأمل و انديشهء درست ، گاهى مىپندارد كه اين لذت‌ها براى او ، از آن جهت كه انسان است ، خير مىباشد و لذا درصدد انجام آنها برمىآيد . ]

افعال مجردات تامّ فاقد مبدأ شوقى است

[ 11 ] شوق فقط به كمالى تعلق مىگيرد كه در فاعل تحقق ندارد و فاعل فاقد آن مىباشد ؛ از اين‌رو ، شوق تنها در فاعل علمىاى كه يك نحوه تعلق و وابستگى به ماده دارد ، به وجود مىآيد [ و از مبادى فعل او محسوب مىشود ، زيرا چنين فاعلى داراى كمالات بالقوه مىباشد ؛ يعنى كمالاتى كه ندارد و مىتواند آنها را كسب كند . اما فاعل‌هاى مجرد ، كه همهء كمالات خود را بالفعل دارند و حالت منتظره‌اى درآنها وجود ندارد ، فاقد شوق مىباشند . از طرفى فاعل‌هاى مجرد چون افعال خود را ازطريق بدن و اعضاى آن انجام نمىدهند ، قوهء عامله نيز ندارند . ] بنابراين ، در فاعل مجرد از مبادى فعل ارادى فقط علم و اراده وجود دارد [ و از شوق و قوهء عامله در آنها خبرى نيست . ] بر خلاف فاعل علمىاى كه يك نحوه تعلق به ماده دارد ، چرا كه اين‌گونه فاعل‌ها - بنابر آن‌چه گذشت - داراى علم ، شوق ، اراده و نيروى مادىِ مباشر با فعل مىباشند . آن‌چه آورديم بنابر نظر مشهور حكيمان است .