شوقى را نيز ارادى دانست . « 1 »
رابعاً : فعل خارجى كه در اثر تحريك قوهء عامله تحقق مىپذيرد ، از جهت استنادش به قوهء عامله ، فعل ارادى به شمار نمىرود ، زيرا قوهء عامله فاقد علم و شعور و اراده دربارهء كار خود مىباشد ، اما از آن جهت كه مستند به انسان است ، به عنوان يك شخصيت واحد كه همهء قوا در آن با هم متحدند ، فعل ارادى محسوب مىشود . ]
غايتهاى هريك از مبادى فعل اختيارى
[ 2 ] قوهء عامله يك مبدأ طبيعى است ، كه هيچ شعور و آگاهى به فعل خود ندارد و از اينرو غايت آن ، همچون ديگر فاعلهاى طبيعى ، عبارت است از : « آنچه حركت بدان پايان مىيابد » .
و اما دو مبدأ ديگر ، يعنى مبدأ شوقى و صورت علمى ، گاهى غايتشان همان غايت قوهء عامله است ؛ يعنى « آنچه حركت بدان پايان مىيابد » و در اين صورت غايت مبادى سهگانهء فعل ، يكى خواهد بود ؛ مانند كسى كه در خيال خود ، قرار گرفتن در جايى ديگر غير از جايگاه فعلى خويش را تصور مىكند و سپس بدان مايل و مشتاق مىگردد و سرانجام بهسوى آن رهسپار گشته و در آن استقرار مىيابد . و گاهى نيز غايت آن دو مبدأ با غايت قوهء عامله مغاير مىباشد ؛ مانند كسى كه جايگاه ديگرى غير از جايگاه فعلى خود را تصور مىكند و آنگاه به سوى آن حركت مىكند [ ، اما نه براى قرارگرفتن در آن مكان ، بلكه ] براى ديدار با دوست خود .
هامش
( 1 ) . اشكالهاى فوق همه در صورتى وارد است كه عبارت مؤلف قدس سره به صورت : « فهذه مبادٍ ثلاثة غيرالارادية » باشد ، چنانكه در چاپهاى گوناگون نهاية الحكمة ثبت شده است ، اما اگر عبارت به صورت : « فهذه مبادٍ ثلاثة غيرالارادة » تصحيح شود - چنانكه استاد مصباح و برخى ديگر از اساتيد پيشنهاد مىكنند - هيچ يك از اشكالهاى فوق وارد نخواهد شد