كلامى است مسامحهآميز ، [ كه در مورد فاعلهاى طبيعى اساساً پذيرفتنى نيست و در مورد فاعلهاى علمى نيز سخنى دقيق نيست ، گرچه مىتوان محملى براى آن يافت و معناى صحيحى برايش درنظر گرفت ؛ توضيح اينكه : ]
فاعلهاى طبيعى فاعل علم و شعور مىباشند و لذا غايات افعال آنها نمىتواند حضور علمى نزد آنها داشته باشد ، تا فاعل را فاعل گرداند و به آن فاعليت بدهد .
ازطرفى ، وجود شارجىِ غايتْ مترتب بروجود فعل و متأخر از آن مىباشد و وجود فعل نيز متأخر از وجود فاعل است [ چون معلول آن است . پس وجود خارجى غايت دو مرتبه متأخر از فاعل خواهد بود . ] بنابراين ، غايت [ نه بهلحاظ وجود علمىاش و نه به لحاظ وجود خارجىاش ، ] امكان ندارد علت براى فاعليت فاعلِ طبيعى باشد .
[ 13 ] اما در مورد فاعلهاى علمى و غيرطبيعى ، وجود خارجى غايت يا عين فعل است - [ مانند آنجا كه فعل جوهر مجرد تام است ] ؛ در اين صورت [ غايت همانند ] فعل ، معلولِ فاعل خواهد بود و امكان ندارد [ غايت كه ] معلول [ است ، ] علتِ علت خودش باشد - و يا [ عين فعل نيست ، بلكه ] وجودش مترتب بر فعل و متأخر از آن مىباشد ؛ در اين صورت نيز امكان ندارد وجود خارجى غايت ، علت براى فاعل فعل - كه متقدم بر فعل است - باشد [ چرا كه لازمهاش آن است كه غايت در حالى كه متأخر از فعل است ، دو مرتبه متقدم بر فعل باشد و اين محال است . ]
اما حضور علمى غايت براى فاعل ، كه پيش از فعل و متقدم بر آن است ، وجودى ذهنى بوده و ضعيفتر از آن است كه بتواند علت يك امر خارجى ، يعنى فاعليت فاعل ، باشد .
[ 14 ] حقيقت - چنان كه به تفصيل بيان خواهد شد - آن است كه فاعلهاى علمى ، با وجودهاى نوعى خود ، علل فاعلى براى افعال مربوط به خود مىباشند ؛ افعالى كه در سايهء نوعيت آن فاعلها تحقق مىيابد و وجودشان متعلق به آن فاعلها مىباشد ؛ همانگونه كه هر يك از انواع طبيعى مبدأ فاعلى براى افعالى است كه در اطراف آن به
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٢