تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
غايت در اين موارد پيش از فعل تحقق دارد ؛ ] اگرچه وجود خارجىِ غايت پس از فعل و مترتب بر آن مىباشد . بيان مطلب آن است كه : اين گروه از فاعل‌ها با اراده كار انجام مىدهند و اراده ، در هر صورت ، مسبوق به علم مىباشد . [ زيرا اراده متعلّق مىخواهد و متعلق آن بايد در ظرف اراده ، كه همان نفس و يا يك مجرد تامّ است ، تحقق داشته باشد وتحقق متعلق اراده در ظرف نفس و يا يك مجرد تامّ ، به معناى معلوم بودن آن براى فاعل مىباشد . ] حال اگر آن‌چه از فاعل صدور مىيابد ازقبيل ايجاد حركت باشد [ ، خواه حركت عرضى و يا جوهرى ، ] در اين صورت حركت به خاطر وصول به غايتْ مراد مىباشد ؛ پس غايتْ خودش پيش از صدور فعل [ بالاصالة ] مراد فاعل است ، [ زيرا ارادهء تبعىِ حركت بدون ارادهء بالاصالهء غايت حركت نمىتواند در فاعل تحقق يابد . و چون ارادهء شىء مسبوق به علم آن شىء است ، در اين موارد فاعل پيش از فعل علم به غايت آن داشته و وجود علمىِ غايت پيش از فعل خواهد بود . ] و اگر آن‌چه از فاعل صدور مىيابد ازقبيل ايجاد حركت نبوده و فعل ، خودش غايت خودش باشد [ ؛ مانند آن‌جا كه فاعل يك جوهر مجرد تام‌الفعلية را ايجاد مىكند ، ] در اين صورت ، ارادهء فعل و علم به آن فعل همان ارادهء غايت و علم به غايت خواهد بود . [ پس در اين موارد نيز لزوماً وجود علمى غايت پيش از فعل تحقق دارد . ] [ 11 ] و اما اين‌كه گفته‌اند : « تصور غايت پيش از فعل است و وجود خارجى آن پس از فعل و مترتب بر آن مىباشد » دربارهء فاعل‌هاى طبيعى صحيح نيست ، زيرا اين‌گونه فاعل‌ها فاقد علم و شعور مىباشند . [ و نسبت به فاعل‌هاى غيرطبيعى نيز فقط در صورتى صحيح است كه فعل ازقبيل حركت‌هاى عرضى و يا جوهرى باشد ، اما اگر فعل ازقبيل جوهر مجرد تام باشد ، وجود خارجى غايت ، مانند وجود علمى آن ، پيش از فعل و در مرتبهء فاعل تحقق خواهد داشت . ] [ 12 ] و اما اين‌كه گفته‌اند : « علت غايى ، علت فاعلى براى فاعليت فاعل است »