تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
وابستگى به ماده دارند ، [ خواه ذاتاً و فعلًا متعلق به ماده باشد ، مانند صورت‌هاى عنصرى و يا ذاتاً مجرد از ماده باشد و فقط در مقام فعل تعلق به بدن داشته باشد ، مانند نفوس ، ] چنين جوهرهايى - همان‌گونه كه به خواست خدا خواهد آمد « 1 » - همگى در حال حركت جوهرى مىباشند و وجودهايى سيّال و تدريجى و گذرا دارند كه به وجودهايى ثابت و پايدار منتهى مىگردند و برآن وجودهاى ثابت [ كه همان عالم مجردات است ] استقرار مىيابند و [ از آن حركت و تكاپو خلاصى يافته ، در آن‌جا مىآرمند . ] بنابراين ، اين جوهرهاى متحرك و گذرا وجود تام و كاملى دارند كه به سوى آن روان‌اند . و همان وجود تامّ است كه مراد بالذات و مقصود اولىِ علت‌هاى فاعلى است و حركت‌هاى جوهرى به خاطر آن وجود تام و براى رسيدن به آن اراده شده است . [ حاصل آن‌كه : جوهرهاى مادى و نيز نفوس حيوانى و انسانى دائماً در حال حركت‌اند ، بلكه عين حركت مىباشند . و از اين‌رو ، علل فاعلى آنها در واقع علل فاعلى يك سرى حركت‌هاى جوهرى مىباشند و - چنان كه گذشت - هر حركتى غايتى دارد كه فاعل حركت براى دست‌يابى به آن ، حركت را ايجاد مىكند . بنابراين ، حركت‌هاى جوهرى موردبحث نيز غايتى دارند و آن غايت ، كه با رسيدن به آن اين حركت‌ها پايان مىيابند ، همان وجودهاى مجرد تامى هستند ، كه مرحلهء كامل و تام اين جوهرهاى سيال را تشيكل مىدهند . و چون آن وجودهاى تام مقصود اصلى و مطلوب لنفسه‌اند ، علت غايىِ آن حركت‌هاى جوهرى خواهند بود . پس حركت‌هاى جوهرى نيز داراى علت غايى مىباشند . ]

اثبات علت غايى درجوهرهاى مجرد

[ 7 ] و اگر فعل ازقبيل جوهرهايى باشد كه ذاتاً و فعلًا مجرد از ماده است ، در اين
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرحلهء نهم ، فصل هشتم